حضور محترم خوانندگان محترم

با عرض سلام

من 14 تیر هستم

روزی هستم که بنابر قراردادهای زمینیان در چهارمین ماه سال واقع شدم.

یاد روزهایی بخیر که من هم روزی بودم مانند روزهای دیگر سال.

دارای هویتی مستقل و بدون هیچ اتفاق و در کمال آرامش.

اما قضیه ای در سال 1361 اتفاق افتاد که هویت و آرامش را از من گرفت چرا که سایه چهار مرد بر من سنگینی می کرد.

قضیه به این صورت بود که چهار ایرانی به نام های احمد متوسلیان(فرمانده ارشد ایرانی برای کمک به مردم لبنان و سوریه) سید محسن موسوی( کاردار سفارت ایران در لبنان) کاظم اخوان(خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی) و تقی رستگار مقدم( از مسئولین رده های لشکر محمد رسول الله) که در یک پست بازرسی در برباره  علاوه بر مصونیت سیاسی توسط فالانژها دستگیر و به اسرائیل تحویل داده شدند.

سختی عدم آرامش برایم قابل هضم است ولی سختی اینکه عده ای مرا با تلخی یاد می کنند برایم آزار دهنده است.

خانواده هایشان را میگویم. آنها که هر سال که نوبت من می رسد با تلخی از من یاد می کنند.

همین تلخی سبب شد تا دست به قلم ببرم و برایتان کمی درد دل کنم

در کنار این مورد, موضوع دیگری سخت مرا آزار می دهد و آن اینکه تمام سخن ها و حرف ها درباره این چهار نفر منحصر شده در روز من یا در آستانه روزی که من در آن قرار دارم.

مگر می شود موضوعی با این اهمیت فقط منحصر شود به روزی که من در آن قرار دارم.

پیشنهاد من به کسانی که این قضیه را پیگیری می کنند این است که من می توانم با رایزنی با همکارانم در روزهای دیگر سال هماهنگ کنم که فرصتی را در اختیار آنها قرار دهند تا بتوانند در سایر روزهای سال هم پیگیر این قضیه باشند! البته اگر مشکل این باشد!!!

خوانندگان گرامی!

من دیگر پس از گذشت 28 سال رویی ندارم تا سرم را جلوی خانواده های چشم انتظار و دوستداران این عزیزان بلند کنم و گاهی اوقات آرزو می کنم که کاش اصلا نبودم یا این اتفاق در روزی دیگر رخ می داد.

در پایان از شما می خواهم که دعا کنید تا هرچه زودتر سرنوشت این عزیزان مشخص شود و هر چه زودتر به میهن بازگردند.

دعا کنید که روزی به جای آن که در کادری که کنار نام من در تقویم ها قرار دارد به جای جمله ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در لبنان نوشته شود:

 آزادی چهار دیپلمات ربوده شده  ایرانی از زندانهای اسرائیل

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۹ساعت 15:39  توسط بی نشان  |