
به گزارش سردار بی نشان به نقل از وبلاگ قربانیان تغافل، حسین اخوان طی یادداشتی خواستار شکل گیری مطالبه عمومی برای تعیین سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی شد.
متن کامل یادداشت به شرح زیر می باشد:
بیش از سه دهه پرونده دیپلمات های ربوده شده در خارج از وزارت خارجه بین افراد مختلف دست به دست شده که این خود جای سؤال دارد.
منطق اقتضا ميكند مرز واقعيات و تصورات روشن شود؛ اصلي ترين موضوع، روشن نمودن وضعیت دیپلمات های ربوده شده ایرانی در فـرآيند پـاسخـگویي آگاهانه به اين سؤالات اساسي است كه تعیین سرنوشت دیپلمات های ایرانی ربوده شده در لبنان، اگر پیش از این صرفا در سیاست خارجی مطرح بود، پس از وارد شدن به حوزه هنر و به تبع آن افکار عمومی، نمودی از دیپلماسی عمومی به خود گرفته است.
به دلایل انسانی، بر دولت و مجلس فرض است با حداکثر انسجام فکری، بسته سياستی منسجمی را برای مديريت تعیین تکلیف موضوع تهیه کنند و این مهم صرفا در شرايطي شكل مي گيرد كه مراجع مرتبط با موضوع بتوانند نقش سازماني و همچنين كاركرد اجرايي خود را بر اساس ضرورت هاي عيني تعیین تکلیف سرنوشت این عزیزان سازماندهي نمايند.
مسؤولان باید در برابر ملت پاسخگو باشند
شواهد نشانگر آن است که چنین اراده ای به وجود آمده و امروز مسأله و مشکل مشخص نشدن سرنوشت نامعلوم آنان تبدیل به یک گفتمان ملی شده است، معتقدم با اینکه روند جدیدی در فضاي پیگیری موضوع، آغاز شده اما تا رسیدن به نتیجه مطلوب، قطعا تنگناهای زیادی فراروی ما قرار دارد؛ فرآيند تعیین تکلیف این افراد بسيار طولاني شده و چنانچه اين شرایط بيش از اين طول بکشد مسؤولان گذشته و فعلی باید در برابر ملت ایران پاسخگو باشند و نمی توانند همچون گذشته ساده از کنار قضیه بگذرند.
بیش از سه دهه پرونده دیپلمات های ربوده شده در خارج از وزارت خارجه بین افراد مختلف دست به دست شده که این خود جای سؤال دارد. منطق اقتضا ميكند مرز واقعيات و تصورات روشن شود؛ اصلي ترين موضوع، روشن نمودن وضعیت دیپلمات های ربوده شده ایرانی در فـرآيند پـاسخـگوئیي آگاهانه به اين سؤالات اساسي است كه:
آیا آنان پس از 34سال هنوز زنده اند و اگر چنین است چرا همچنان در بند هستند؟
و چنانچه شهید شده اند چرا شهادت آنان تاکنون اعلام نشده است؟
مروری بر تاریخچه جلسه ها و وعده ها
در این زمینه برای اولین با پیگیری خانواده ما توسط یکی از نماینگان مردم مشهد و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در مجلس ششم، موضوع بصورت سوال از آقای خرازی، وزیر امور خارجه مطرح و در مجلس اعلام وصول شد اما ایشان هیچ گاه حاضر نشد در مجلس پاسخگوی این سوال باشد. در آن زمان آقای علی ربیعی(وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی کنونی) همزمان با تصدی دبیر شورای عالی امنیت ملی توسط آقای روحانی، مسؤلیت اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را عهدهدار بود و مسؤلیت رسیدگی پرونده به ایشان سپرده شده بود. در مرداد سال 83 در ملاقاتی که با حضور آقای ربیعی و مدیرکل خاورمیانه وزارت خارجه با آقای خاتمی داشیم آنان در گزارش به خانواده ها و رئیس جمهور اعلام داشتند علیرغم میلیون ها دلار هزینه، پرونده به نتیجه مشخصی نرسیده است.
در آذر ماه سال84 جلسه ای در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم با حضور نمایندگان خانواده های آنان برگزار شد که در آن بر تشکیل کمیته حقیقت یاب با مأموریت روشن کردن سوابق پرونده در زمان مسؤلان سابق آن و چگونگی صرف هزینه ها تأکید شد. همچنین اعضای کمیسیون با اشاره به قصور در پیگیری سرنوشت 4دیپلمات، به رسیدگی این مسأله به عنوان یک مسأله ملی تاکید کردند و مقرر گردید جلسه بعدی با وزیر امور خارجه، وزیر اطلاعات و نماینده شورای عالی امنیت ملی برگزار شود که آقای جلالی، مخبر کمیسیون امنیت و سیاست خارجی مجلس، هدف از برگزاری جلسه را دستیابی به یک جمع بندی کلی برای حرکتی هماهنگ جهت پیگیری سرنوشت 4دیپلمات اعلام کرد اما جلسه بعدی بدون حضور نمایندگان خانواده ها با وزرای مربوطه برگزار شد و نتیجه آن هیچ گاه اعلام نشد.
مشکل ما پس از 34 سال، عدم تعیین تکلیف است نه زنده یا شهید بودن دیپلمات ها
در شرایط موجود، مشكل اصلی، تعویق و تعلیق اعلام وضعیت و تعیین تکلیف گروگان ها است و هرگونه بحث در ارتباط با زنده یا شهید بودن آنان، موضوعی انحرافی است که در 34 گذشته بارها تکرار شده است. مشکل لاینحل امروز ما پس از 34سال، زنده بودن و یا شهادت این عزیزان نیست بلکه عدم تعیین تکلیف این ربایش تاریخی قرن است چرا که آن ها چه زنده باشند چه شهید، در هر حال برای ما شهیدند اما کسانی که مدعی زنده بودن دیپلمات ها هستند در تمام طول 34سال گذشته تاکنون حتی یک برگ سند که نشانگر زنده بودن آنان باشد ارائه نکرده اند.
اجازه ندهیم رفتار تصنعی برخی، پوششی برای تساهل و تسامحشان نسبت به پرونده، در زمان مسؤولیت نشان داده شود
بکار بردن جملاتی که توسط برخی مسؤلان در روزهای اخیر مطرح شد، از جمله این که: «حدس و گمان قریب به یقین این است که حاج احمد متوسلیان و یارانش زندهاند، حدس و گمان ما این است که صهیونیستها وارد مذاکره شدهاند و......، نشانگر این است که شرایط گذشته در حال بازتولید است. هوشمندانه نباید اجازه دهیم رفتار تصنعی برخی از افرادی که در برج عاج خود نشسته اند و سعی در حفظ وضع موجود پرونده دارند به عنوان پوششی برای تسامح و تساهل و کوتاهی شان در زمان مسؤلیت و نیز ایجاد فضای غبار آلود، ادامه یابد.
تا وقتی حقیقت یابی صورت نگیرد پیروی از حدس و گمان، خودفریبی است
تا وقتی حقیقت یابی صورت نگیرد، پیروی از حدس و گمان ادامه دارد و ما را از هدف و مقصود اصلی که همانا روشن شدن سرنوشت این عزیزان است، دور می کند و نوعی خودفریبی است. دستیابی به یقین و تشخیص، کاری دشوار نیست. برخی افراد بنا به دلایل خاص، با یک برداشت ذهنی و با توجه به راحتی حدس و گمان، به آن متوسل می شوند و با تکیه به آن راه خود را ادامه می دهند که این منطقی و عقلانی نیست. حدس بر پایه ظن و گمان است نه مدرک مستدل، فرض، گمان، گمانه و حدس همه حرکت های تخمینی و متضاد یقین هستند. تمام آنچه تاکنون گفته شده، فقط دو فرضیه است که بر اساس حدس یا گمان نمی توان آن را باور داشت برای همین همواره به صورت خبری بیان شده و نشانگر محتمل بودن است. ضمن اینکه فرضیه باید روشن و بدون ابهام باشد در حالی که آنچه که تاکنون درباره سرنوشت این عزیزان مطرح شده، شهادت های متناقض افراد مختلف بوده که سندیت ندارد و فقط اعتبار شهادت دارد.
رسانه ها به میدان بیایند
به هر اندازه افکار عمومی، رسانه های همگانی و مطبوعات داخلی از هدف تعیین تکلیف سرنوشت دیپلمات های ربوده شده، حمایت بیشتر بعمل آورند، امید به اعلام وضعیت آنان به نحو مطلوب تری افزایش پیداد می کند. در صحنه رسانهای باید فعالتر عمل شود؛ صدا و سیما هم وظیفهاش این است که در بخشهای مختلف خبری، صحبتهای مسؤلان در این زمینه را (ولو متناقض) پخش کند و به اطلاع مردم برساند و بالاخص روی موضوع تعیین تکلیف سرنوشت دیپلمات ها و ساز و کارهای موجود برای پایان دادن به این مسأله انسانی و ملی متمرکز شود.
ما دست یاری به سوی همه دراز می کنیم؛ فرصت ها به دست آمدنی نیست بلکه به دست آوردنی است....
حسن اخوان؛ برادر خبرنگار ایرانی ربوده شده در لبنان
برچسبها: حسین اخوان, کاظم اخوان, چهار دیپلمات