حجت‌الاسلام سيداحمد موسوي رييس كميته پيگيري چهار ديپلمات ربوده شده در لبنان در گفت و گويي با بيان اينكه موسوي سال گذشته نيز در نشست شوراي حقوق بشر شركت كرده است، گفت: فرزند موسوي كه يكي از ديپلمات‌هاي ربوده شده در لبنان است، به همراه دبير كميته پيگيري سرنوشت چهار ديپلمات در اين كنفرانس بين‌المللي شركت خواهد كرد.

دوربان۲ ادامه كنفرانس جنجالي سال  ۲۰۰۱در شهر دوربان آفريقاي جنوبي است كه كنفرانسي ضد صهيونيستي براي محكوم كردن اقدامات نژادپرستانه اين رژيم تبديل شد.

آمريكا و رژيم صهيونيستي در اعتراض به پيش نويس قطعنامه پاياني كنفرانس هشت روزه دوربان كه در آن از رژيم صهيونيستي انتقاد و صهيونيسم با نژادپرستي مرتبط اعلام شده بود، اين كنفرانس را ترك كردند.

مشاور رييس جمهوري افزود: در دوره جديد و با اهتمام رييس جمهور به روشن شدن سرنوشت چهار ديپلمات اقدامات خوبي در سطح داخلي و خارجي صورت گرفته است.

رييس كميته پيگيري چهار ديپلمات ربوده شده در لبنان تاكيد كرد: اين كميته عمدتا از تمامي حركت‌هاي مردمي در مسير زنده نگه داشتن اين موضوع در داخل كشور حمايت كرده است.

موسوي با بيان اينكه اين كميته فعاليت‌هايي را براي پيگيري موضوع در سطح بين‌المللي نيز انجام داده است، گفت: دوستداران انقلاب در كشورهاي عربي و اسلامي منطقه از جمله لبنان، اميدواري زيادي به نتيجه بخش بودن اين پيگيري ها دارند.

وي خاطر نشان كرد كه برخي نشانه‌هاي به دست آمده امكان زنده بودن ديپلمات ها را بيش از پيش تقويت مي‌كند.

موسوي با تشريح اقدامات اين كميته در عرصه خارجي در دولت نهم اظهار داشت:
به عنوان يك اقدام موثر پس از گفتگوها و پيگيريهاي مكرر، دولت لبنان مسئوليت اين پرونده را از امسال در دستور كار خود قرار داد. چرا كه تا پيش از اين در عين وقوع اين ربايش در لبنان، اين دولت مسئوليتي را نپذيرفته بود.

وي تاكيد كرد كه پيگيري اين موضوع، يكي از مطالبات جدي دولت جمهوري اسلامي ايران از دولت لبنان است.

موسوي افزود: سازمان ملل نيز به صورت جدي تري نسبت به خواست جمهوري اسلامي و نامه نگاريهاي انجام شده، واكنش مثبت نشان داده و ديدارهايي با مقامات اين سازمان و خانواده ديپلماتها به منظور همدردي و انتقال اين خواست به دستگاهها و سازمانهاي بين‌المللي صورت پذيرفته است.

رييس كميته پيگيري چهار ديپلمات ربوده شده در لبنان تاكيد كرد كه وزارت امور خارجه در دولت نهم به اندازه تمام سالهاي گذشته،فعاليت‌هاي خوبي را در سطح داخلي و خارجي هماهنگ كرد 

منبع: ایرنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۸۸ساعت 16:59  توسط بی نشان  | 

سردار بی نشان-سعيد عاكف، نويسنده و مسوول انتشارات ملك اعظم در گفت‌و گو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا) درباره حضور در بيست‌ودومين دوره نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران اظهار داشت: امسال با بيش از 40 عنوان كتاب حوزه دفاع مقدس كه توسط اين انتشارات به چاپ رسيده، در نمايشگاه شركت خواهيم كرد.

وي ادامه داد: نخستين كتاب مجموعه "هاجر در انتظار" درباره سردار شهيد عباس كريمي و شامل خاطرات و زندگي‌نامه شهيد به روايت همسرش، "يار كجاست؟" (سفرنامه حج رحيم مخدومي، خاطره‌نويس دفاع مقدس) و چهارمين كتاب مجموعه "ساكنان ملك اعظم" با 99 خاطره و عكس از جاويدالاثر حاج احمد متوسليان، مهم‌ترين عناويني هستند كه در نمايشگاه كتاب امسال منتشر مي‌شوند. 

تاكنون از مجموعه "ساكنان ملك اعظم" كتاب‌هاي شهيدان محمود كاوه و عبدالحسين برونسي منتشر شده‌اند.

نويسنده كتاب "خاك‌هاي نرم كوشك" خاطر نشان كرد: آثار ارزشمند حوزه كتاب دفاع مقدس كه ناشناخته مانده‌اند، مانند؛ كتاب‌هاي "سيد پا برهنه"‌ (روايتي از سردار شهيد حميد ميرافضلي) و "تفحص" (خاطرات شهداي عمليات تفحص) در غرفه انتشارات ملك اعظم ارائه مي‌شوند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۸۸ساعت 14:45  توسط بی نشان  | 

1-     بسم الله

2-     اللهم عجل لوليك الفرج

3-     اللهم ارزقنا توفيق الطاعه و بعد المعصيه

4-     اللهم فك كل اسير

5-     سلام

6-     ميلاد با سعادت يازدهمين اختر تابناك آسمان ولايت وامامت حضرت امام حسن عسگري بر آقا امام زمان و همه شيعيان ومحبان مبارك.

7-     بعضي حس ها را مي توان نوشت ولي بعضي ديگر را  نمي توان و فقط مي توان آنها را در قلمرو حس تصور نمود. احساساتمان در  شلمچه، دوكوهه، فكه، طلاييه، چزابه، اروند كنار، فتح المبين، هويزه و... را نمي توان به خوبي بيان نمود و آنها را براي ديگران نوشت ولي فقط مي توان گفت ونوشت كه بوي خدايي شدن از آنها به مشام مي رسد.

8-     با نوشتن اين چند سطر مي خواستم بگويم كه رفته بودم جنوب

9-     سال 88 هم شروع شد و اينك 15 روز از آن سپري شده است. اميدوارم در يكي از روزهاي امسال در وبلاگهايمان بنويسيم يوسف فاطمه و منجي عالم بشريت آمد.

10- باز هم آمديم كه از حاج احمد و سه دلير مرد همراهش بنويسيم از آنانكه در غمگين ترين روز تابستان 61 از پيش ما رفتند و از گرد راهشان خبري برايمان نيامد.اميدوارم امسال خبري شود.

11- در مدتي كه نبودم دوستان وهمسنگران وبلاگيم با حمايت ها و نظرات خود مرا شرمنده نمودند. حقير از همه آنها تشكر مي كنم.

12- التماس دعا

13- در پايان اين مطلب-  شعري كه در روز تحويل سال در حسينيه حاج همت پادگان حاج احمد متوسليان(دوكوهه) برايم اس ام اس شد  را برايتان مي نويسم.

يا مقلب قلب مارا شادكن

يا مدبر خانه را آباد كن

يا محول احسن الحالم نما

از بدي ها فارغ البالم نما

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۸۸ساعت 17:37  توسط بی نشان  | 

تولد و كودكی 
به سال 1332 ه.ش در خانواده‌اي مومن و مذهبي در يكي از محلات جنوب شهر تهران به دنيا آمد. دوران تحصيل ابتدايي خود را در دبستان اسلامي «مصطفوي» به پايان برد. ضمن تحصيل، به پدرش كه در بازار به شغل شيريني فروشي اشتغال داشت، كمك مي‌كرد. احمد در همان سالهاي نوجواني با شركت فعال در هياتهاي مذهبي و كلاسهاي قرآن در مساجد جنوب شهر، از ظلم و جنايات رژيم منحوس پهلوي آگاه شد و با سن و سال كمي كه داشت قدم به ميدان مبارزه با طاغوت گذاشت.
پس از پايان دوره ابتدايي، در هنرستان صنعتي، شبانه به تحصيل ادامه داد و در سال 1351 موفق به اخذ ديپلم گرديد. سپس به خدمت سربازي اعزام شد و در شيراز دوره تخصصي تانك را گذراند و پس از آن، به سرپل ذهاب اعزام شد.

مبارزات با رژیم پهلوی
او در دوران سربازي، فردي مذهبي و مومن بود و در بحثها، مخالفت خود را با رژيم ستمشاهي بيان مي‌كرد. پس از اتمام خدمت سربازي، در يك شركت تاسيساتي خصوصي استخدام شد و بعد از چند ماه، به خرم‌آباد منتقل گرديد و به فعاليتهاي سياسي تبليغي خود ادامه داد. تا اينكه پس از مدتها تعقيب و گريز، در سال 1354 توسط اكيپي از كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك دستگير و روانه زندان شد و مدت پنج ماه را در زندان مخوف فلك‌الافلاك خرم‌آباد در سلولي انفرادي گذراند.
به روايت همرزمانش، با وجود تحمل شكنجه‌هاي جسمي و روحي فراوان، حسرت شنيدن يك آخ را هم بر دل سياه مزدوران ساواك گذاشت، تا اينكه او را به بند عمومي منتقل كردند و حدود نه ماه نيز در آنجا گذراند و با بالاگرفتن موج انقلاب اسلامي از زندان آزاد گرديد و به آغوش ملت بازگشت. پس از آزادي، در شروع قيامهاي خونين قم و تبريز در سال 1356، نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات را در محلات جنوبي تهران عهده‌دار شد و رابطه‌اي تنگاتنگ با حركتهاي مكتبي محافل دانشجويي و روحانيت مبارز تهران داشت.
با شدت يافتن روند نهضت اسلامي و رويارويي مردم با مزدوران طاغوت، بارها تا پاي شهادت پيش رفت و در روزهاي 21 و 22 بهمن ماه 1357 تلاش و ايثار چشمگيري از خود نشان داد.
با پيروزي معجزه آساي انقلاب اسلامي، مسئوليت تشكيل كميته انقلاب اسلامي محل خويش را عهده‌دار شد. پس از شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به اين ارگان پيوست و دوشادوش ساير همرزمانش با حداقل امكانات موجود به سازماندهي نيروها همت گماشت.

مبارزه با ضدانقلاب در كردستان
پس از شروع غافله كردستان در اسفندماه سال 1357 به همراه 66 تن از همرزمانش داوطلبانه عازم بوكان شد و به دليل ابتكار عمل هوشيارانه و فرماندهي قاطع خود توانست كليه اشرار مسلح را متواري كند و منطقه را از لوث وجود ضدانقلابيون كه در راس آنها دمكراتها قرار داشتند، پاكسازي نمايد. او پس از تثبيت مواضع نيروهاي انقلاب در بوكان، به شهرهاي سقز و بانه رفت.
در ابتداي ورود به شهر بانه، به تلافي كمين ناجوانمردانه‌اي كه ضدانقلابيون به نيروهاي ستون ارتش زده بودند، طي يك عمليات دقيق ضدكمين خساراست سنگيني به آنان وارد آورد كه در اين نبرد، چهارصد اسير و دويست كشته از ضدانقلاب برجاي ماند.
پس از آن به همراه گروهي از رزمندگان از جمله معاون خود (شهيد محمد توسلي) براي فتح سننج راهي اين شهر شد. ستون تحت فرماندهي او از سمت راست شهر، حلقه محاصره ضدانقلاب را در هم شكست و به همراه سرداران رشيدي چون محمد بروجردي و اصغر وصالي، سسندج را آزاد نمود و كمر تجزيه‌طلبان را شكست.

- فرمانده سپاه پاوه

در زمستان سال 1358 به او ماموريت داده شد تا جاده پاوه – كرمانشاه را كه در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد كند. عمليات با فرماندهي او و همكاري سپاه پاوه شروع و با موفقيت كامل به انجام رسيد و ايشان به همراه ساير برادران، وارد شهر پاوه شدند. پس از مدتي، با حكم شهيد بروجردي، به فرماندهي سپاه پاوه منصوب گرديد. در اين مدت، حاج احمد عمليات گوناگوني از جمله عمليات نجار در ارتفاعات نورياب، كه اكثر آنها با موفقيت همراه بود، طراحي و اجرا كرد.

- آزادسازي شهر مريوان

اوايل خرداد 1359 ماموريت آزادسازي شهرستان مريوان كه در تصرف گروهكهاي محارب بود، به وي محل شد. تسلط ضدانقلاب در مريوان به گونه‌اي بود كه از پادگان اين شهر مي‌توانستند افرادي كه را كه در سطح شهر تردد مي‌كردند شمارش كنند. به هميت دليل، به محض نشستن هليكوپتر در محوطه باند فرود، حاج احمد و همراهانش زير آتش همه‌جانبه دشمن قرار مي گيرند.
حاج احمد پس از ورود به شهر و سازماندهي نيروها، با يورشي سهمگين و برق‌آسا توانست شهر مريوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهكها پاك نموده و در اين شهر استقرار يابد.
از همين زمان بود كه مسئوليت فرماندهي سپاه مريوان به عهده ايشان گذاشته شد و بلافاصله به اتفاق شهداي بزرگواري چون حاج عباس كريمي، سيد محمدرضا دستواره، رضا چراغي، حسين قوجه‌اي، حسين زماني، محسن نوراني و عليرضا ناهيدي به پاكسازي مواضع مزدوران استكبار اعم از كومله، دمكرات و رزگاري پرداخت. ترس و وحشتي كه از او بر دل سياه ضدانقلابيون نشسته بود به حدي بود كه به قول يكي از همرزمانش، هر وقت به ضدانقلاب خبر مي‌رسيد كه حاج احمد قصد حمله به آنها را دارد، قواي ضدانقلاب، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مانند روباه از معركه مي‌گريختند.
آزادسازي ارتفاعات دزلي مشرف بر شهر پنجوين عراق كه در حكم سرپل نفوذ عناصر ضدانقلاب به خاك ايران اسلامي بود، را بايد از ديگر دست‌آوردهاي مهارت رزمي قاطعانه حاج احمد و گروه اندك همرزمش در خطه كردستان دانست. جالب آنكه بني‌صدر ملعون بشدت از هرگونه امدادرساني لجستيكي به نيروهاي سپاه در كردستان (از جمله مريوان) خودداري مي‌كرد و حتي دستور اكيد و مكتوب داده بود تا به سپاه مريوان حتي يك فشنگ هم تحويل داده نشود و بدين گونه حاج احمد در چنين وضع دشواري به نبرد مظلومانه سرگرم بود.
پس از حذف باند بني‌صدر از دستگاه اجرايي كشور و حاكميت حزب‌الله – در دي ماه 1360 و در شب 27 رجب، مصادف با بعثت حضرت رسول اكرم(ص) – عمليات سرنوشت‌ساز محمدرسول‌الله(ص) از دو محور مريوان و پاوه بر روي منطقه خرمال توسط حاج احمد و شهيد حاج همت رهبري شد كه در اين محور، رزمندگان اسلام به مرزهاي بين‌المللي رسيدند. اين عمليات در حقيقت سنگر بناي تاسيس تيپ 27 حضرت رسول(ص) به شمار مي‌رود.

دفاع مقدس (مبارزه با صدامیان)
حاج احمد در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج، ماموريت يافت تا رزم بي‌امان خود را در جبهه‌هاي جنوب ادامه دهد. او از طرف سردار فرماندهي كل سپاه مامور شد با به‌كارگيري برادران سپاه مريوان و پاوه تيپ محمدرسول‌الله(ص) – كه بعدها به لشكر تبديل شد – را تشكيل دهد و فرماندهي تيپ مذكور را نيز خود به عهده گيرد. بدين ترتيب به فاصله كوتاهي حاج احمد و ساير سرداران نامي كردستان در معيت شهيد بروجردي راهي جبهه‌هاي جنوب شدند تا تدابير نوين دفاعي كشور، نظام فرهنگي يگانهاي رزمي منظم و مكانيزه سپاه در جنوب را سامان بخشيده و آزادسازي مناطق اشغالي خوزستان را سرعت بخشند.
رزمندگان تيپ 27 محمدرسول‌الله(ص) براي ورود به مصاف فتح‌المبين پس از طي يك دوره فشرده آموزشي توسط حاج احمد، خود را آماده كردند و در شب دوم فروردين ماه سال 1360 در محور دشت عباس (چنانه) وارد عرصه پيكار شدند و در اين نبرد پيروزمند نقش اساسي ايفا كردند.
پس از مدتي زمينه اجراي عمليات بيت‌المقدس در دستور كار يگانهاي رزمي قرار گرفت. حاج احمد علاوه بر مسئوليت خطير فرماندهي تيپ، در تمامي ماموريتهاي شناسايي شركت داشت و با نفوذ به قلب مواضع دشمن از نزديك راه‌كارهاي مناسب عمليات را شناسايي مي‌كرد.
در شب دهم ارديبهشت ماه سال 1361 عمليات بيت‌المقدس آغاز شد و رزمندگان اسلام به فرماندهي حاج احمد از دو محور به مواضع دشمن يورش بردند. نقطه آغاز عمليات، منطقه دارخوين به سمت جاده اهواز – خرمشهر بود كه با عبور نيروها از ورود متلاطم كارون به سمت دژ مارد جهت‌دهي شده بود. با وجود حجم سنگين آتش كور و بي‌وقفه يگانهاي توپخانه ارتش بعث عراق، رزمندگان اسلام توانستند نيروهاي دشمن را در اين محورها زمين‌گير كنند و كليه پاتكهاي آنها را دفع نمايند.
يكي از فرماندهان عملياتي جنگ در مورد نقش حساس ايشان در عمليات بيت‌المقدس مي‌گويد:
اگر فرماندهي قاطع و عمل به موقع در بعد از ظهر روز اول عمليات بيت‌المقدس روي جاده اهواز – خرمشهر حاج احمد نبود عمليات به مشكلات زيادي برخورد مي‌كرد. او در همان‌جا اسلحه كلاشينكف خود را به دست گرفت و تا مرز شهادت ايستادگي كرد و رزمندگان نيز با تاسي به او مقاومت بسياري از خود نشان دادند كه در نهايت جاده اهواز – خرمشهر حفظ شد.
او به رغم جراحت وخيمي كه از ناحيه پا داشت حاضر به ترك ميدان نبرد نشد و با صلابت و اقتدار تمام از دژهاي مستحكم و ميادين متعدد مين، نيروهايش را عبور داد و در نهايت ساعت 11 صبح روز سوم خردادماه سال 1361 رزم‌آوران تيپ 27 حضرت رسول(ص) با جلوداري سردار حاج احمد متوسليان در كنار ساير يگانهاي سپاه به خاك مطهر خرمشهر قدم نهادند.
ايشان در عصر همان روز طي سخنان كوتاهي خطاب به دريادلان بسيجي در برابر مسجد جامع خرمشهر چنين گفت:
همه عزيزان ما كه تا امروز در خوزستان غوطه‌ور شده و به شهادت رسيده‌اند براي حفظ اسلام عزيز بوده هرچند داغ فراقشان جگر ما را سوزاند، اما خدا را شكر كه بالاخره توانستيم امروز با آزادي خرمشهر قلب اماممان را شاد كنيم.
در پي آزادسازي خرمشهر، حاج احمد در معيت ساير سرداران فتح خرمشهر به محضر فرمانده كل قوا حضرت امام خميني(ره) مشرف شدند. در آن ديدار حضرت امام خميني(ره) اين سرداران دلاور، به ويژه حاج احمد را به گرمي مورد تفقد خاص خويش قرار دادند.

مبارزه با اسرائیل
هنوز طعم شيرين فتح خرمشهر را در ذائقه‌اش احساس مي‌كرد كه خبر تلخ تهاجم ارتش صهيونيستي به خاك لبنان را شنيد.
او در اواخر خرداد سال 1361 طي ماموريتي به همراه يك هيات عالي‌رتبه ديپلماتيك از مسئولين سياسي – نظامي كشورمان راهي سوريه شد تا راههاي مساعدت به مردم مظلوم و بي‌دفاع لبنان را بررسي نمايد.

آغاز بی نشانی
در چهاردهم تير سال 1361، اتومبيل هيات نمايندگي ديپلماتيك كشورمان حين ورود به شهر بيروت و در هنگام عبور از پست ايست و بازرسي،‌مزدوران حزب فالانژ اتومبيل را متوقف و چهار سرنشين خودرو مزبور به رغم مصونيت ديپلماتيك – توسط آدم‌ربايان دست‌نشانده رژيم تروريستي تل‌آويو گروگان گرفته شده و پس از شكنجه و بازجويي، به نظاميان اسرائيلي تحويل گرديدند،‌كه از سرنوشت آنان تاكنون اطلاعي در دست نيست. درحالي كه همرزمان آن مهاجر الي‌الله، مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبري از او و همرزمانش برسد.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین ۱۳۸۸ساعت 16:18  توسط بی نشان  |