متن دفاعیه حاج احمد متوسلیان- دفاعیه‏اى كه از نوع نگرش عقیدتى و باورهاى آرمانىِ جوانى 25 ساله، همراه با اوج ذكاوت و كیاست وى در امر گمراه ساختن قضات نظامى رژیم و انكار از بیخ و بن اتهامات وارده، براساس اصل مكتبى «تقیه» حكایت‏ها در خود دارد:

 

متن دستنوشته دفاعیه دادگاه به خط حاج احمد متوسلیان*



بسم‏اللَّه الرحمن الرحیم‏
بسم‏اللَّه القاصم الجبّاربن، مُبیر الظالمین، بسم‏اللَّه الرّبّ المستضعفین، بسم‏اللَّه الواحد القهّارِ الجبّار المنتقم، بسم‏اللَّه الحىّ القیوم، بسم‏اللَّه الاَحَدِ الصَّمَد، اَلَّذى لَم یلد و لَم یولَد وَلَم یكُنْ لَهُ كفواً اَحَد.
واژه شیعه از ریشه «شَیعَ»، به معناى پیرو هدفى مشخص مى‏باشد. اولین ندایى كه در صدر اسلام علیه مقام‏پرستى و خودكامگى‏هاى خلفاى بعد از پیغمبر(ص) بلند شد، نداى شیعه بود. مكتبى كه به پیروى از عدالت، تواضع و خشوع على‏u نسبت به مظلومان، مسیر خود را تعیین كرده و این خط مشى، تاكنون نیز به وسیله پاسداران حقیقى مذهب حَقّه شیعه ادامه یافته و امتیاز خود را نسبت به مذاهب مقام‏پرست، استعمارگر یا استعمار شده - چه اسلامى و چه غیراسلامى - حفظ كرده است.
رخدادهاى تاریخ و حقایقى كه در طول زمان تا به اكنون به وقوع پیوسته‏اند، همگى شاهد بر این مدعایند كه رهبران حقیقى شیعه همواره حتى اندك زمانى فرصت زورگویى و استثمار را به مقام‏پرستان معاصر خود نداده‏اند و با نداىِ اِنّ الحَیاة عَقیدَةٌ و جَهاد، پوزه آنان را به خاك فلاكت مالیده‏اند و همواره در این راه، پیروز واقعى بوده‏اند.
بلى، شیعه بدین ترتیب از همان اولین قدمِ زور و توطئه، حق را گفته، و حق را خواسته، و به حق عمل كرده و در این راه شهیدانى داده تا به وجود ظلم، شهادت دهند. هدف شیعه در اصرار براى برانداختن ظلم و حُبّ جاه و مقام، اصلاح جامعه و جایگزین كردن عدل و فراهم نمودن محیطى سالم جهت كلیه افراد جامعه است. چون ریشه فساد همانا مظالم، مقام‏پرستى‏ها، نیرنگ‏بازى‏ها، گزارش‏هاى كذب، بوركراسى‏هاى مزوّرانه و پرونده‏سازى‏هاى دروغین با هدف كسب یا ارتقاء پایه شغلى، درجه و امثالهم است.
یكى از خصلت‏هاى شیعه، برانداختن فساد و فاسد و جور و جبار مى‏باشد. آنان كه براى گرفتن ستاره(3) به آسمان مى‏پرند و بعد از به دست آوردن آن و فرود آمدن، مظلومان و ستم‏دیدگان و مستضعفین را زیر پاى خود خرد مى‏كنند، از جمله فاسدان و جباران مى‏باشند. قرآن به صراحت در سوره شورا، آیه 41 درباره اینان مى‏فرماید: اِنَّما السَبیلُ عَلى الذین یظلِمُونَ النّاسَ وَ یبغُونَ فىِ‏الارضِ بِغَیرِ الَحقّ اُولئِكَ لَهُم عَذابٌ اَلیم.
یعنى: تنها راه مؤاخذه، بر آنانى است كه به مردم ظلم مى‏كنند و در زمین به ناحق فساد برمى‏انگیزند، بر آنان در دنیا، انتقام و در آخرت، عذاب دردناك است.
و در آیه 43 همین سوره مى‏فرماید: وَ مَن یضلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ وَلىٍّ مِن بَعدِه وَ تِرىَ الظالِمینَ لَما رَأ وُ العَذابَ یقُولُونَ هَل اِلى مَرَّدٍ مِن سَبیل؟
یعنى: هر كه را خدا گمراه كند، دیگر جز خدا براى او یاورى نباشد و ستم‏كاران را بنگرى كه چون عذاب قیامت را به چشم ببینند، در آن حال با حسرت و پشیمانى گویند: اى خدا، آیا راهى براى بازگشت به دنیا براى ما هست؟
و آیه 44 همین سوره مى‏فرماید: وَ تَریهُم یعَرضوُنَ عَلَیها خاشِعینَ مِنَ الذُّلِّ ینظُروُنَ مِنْ طَرفٍ خَفّىٍ وَ قالَ الذَّینَ آمَنوُا اِنّ الخاسِرینَ الَذّینَ خَسَروُا اَنفُسَهُم و اَهلیهم یومَ القِیامَه اَلا اِنَّ الظّالِمینَ فى عَذابٍ مُقیم.
یعنى: و آن ظالمان را بنگرى كه به دوزخ مى‏نگرند و در آن حال، مؤمنان گویند:
آرى، زیانكاران آنانند، آنان كسانى هستند كه خود و خانواده خود را در روز قیامت به زیان افكنده‏اند وَ اِى مردم! بدانید كه ستم‏كاران عالم به عذاب اَبَدى گرفتارند.
قرآن همچنین ما را به رفع فساد و ظلم و از بین بردن آنها در سوره انبیاء، آیاتِ 12، 13 و 14 فرا مى‏خواند و مى‏فرماید: لا تَركُضُوا وَارجِعُوا اِلى ما اُثرِفتُم فیهِ وَ مَساكِنِكُم لَعَلَّكُم تُسئَلون * قالوُا یا وَیلَنا اِنا كُنَّا ظالِمین * فَما زالَت تِلكَ دَعویهُم حَتَّى جَعَلناهُم حَصیداً خامِدین.
یعنى: مگریزید كه گریز، فایده ندارد، بلكه رو به خانه‏هاى خود آرید و به اصلاحِ فساد كارهاى خویش كه ممكن است روزى درباره آنها بازخواست شوید بپردازید. در آن هنگام، ظالمان از سر حسرت و ندامت گفتند: واى بر ما كه سخت ستمكار بودیم و پیوسته همین گفتار حسرت‏بار بر زبان‏شان بود تا آن‏كه همه را طعمه شمشیر مرگ و هلاكت ساختیم.
آیا سزاى رجعت از فساد به نیكى و اصلاح و از ظلم به عدالت و از زور به مساوات آن است كه افراد بیگناه كه تنها به اتهامات دروغین متهم شده‏اند، در دادگاه محاكمه شوند؟ اگر معنى آن همه این است، دیگر حرفى براى گفتن نیست و قرآن در آیاتى كه ذكر شد، سرنوشت فاسدین و ظالمین را مشخص كرده، ولى اگر بخواهیم قدمى سازنده در راه اصلاح برداریم، باید فاسدان و ظالمان را بشناسیم و حیله‏ها و نیرنگ‏هاى داهیانه آنها را دریابیم. براى این مقصود و مِن بابِ نمونه، توصیه من این است كه به پرونده پر از اتهاماتِ كذب اینجانب مراجعه شود. این اتهام‏ها، تماماً دروغ و عارى از حقیقت هستند و اینان [بازجویان و شكنجه‏گران رژیم‏] با اِعمالِ شكنجه‏هاى سخت و طاقت‏فرسا و اَعمالِ شنیعِ ضدانسانى كه به جرأت مى‏توانم بگویم حتى در حیطه حیوان هم جایز نیست، سعى كرده‏اند براى اثباتِ آنها از من اعتراف بگیرند.

مگر یك انسان چقدر قدرت تحمل دارد كه به همان صورت كه گفته شد، شكنجه شده و به او انواع توهین‏هاى ركیكِ ناموسى و عقیدتى بشود؟! من كه دیگر حتى تحملِ اندیشیدن به تبعاتِ قبول خواسته‏هاى آنان را هم نداشتم، با خودم فكر كردم كه با پذیرش این اعتراف‏هاى تحمیلى هر بلایى را كه بر سرم خواهند آورد، عیبى ندارد، ولى در مقابلم، به دین و عقیده و ناموس و حیثیتم توهین‏هاى سفیهانه نشود. از این لحاظ، چیزهایى را كه آنان دیكته كردند، من نوشتم و حال، از آن ریاست محترم تقاضا دارم تا جهت روشن شدن موضوع - حتى براى خودم - آن مداركى را كه به اصطلاح از من گرفته شده و به عنوان مدرك جرم من در پرونده درج گردیده، در حضور دادگاه ارائه شود تا در این مورد، به دفاعیات شفاهى ادامه دهم.

در خاتمه، با توجه به ایمانى كه به وعده خداوند دارم كه فرموده: وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَى الَذّینَ استُضعِفُوا فى‏الارضِ وَ نَجْعلَهُم اَئِمةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارثین. یعنى: و مى‏خواهیم منت بگذاریم بر كسانى كه در زمین ضعیف نگه داشته شده‏اند و آنان را پیشوایان و وارثین قرار دهیم، از ریاست محترم و قضاتى كه در این دادگاه حضور دارند تقاضامند است تا واقع‏بینانه و از روى عدل و حكمِ وجدان بیدار و بى‏نظرى كامل در این مورد قضاوت نمایند.
اِنَّ اللهَ یدافِعُ عَنِ الذینَ آمَنوُا اِنّ اللهَ لا یحِبُّ كُلَّ خوَّانٍ كَفوُر.
یعنى: همانا خداوند از ایمان‏آورندگان به حقیقت دفاع مى‏كند و خداوند هرگز خیانت‏كار و ناسپاس را دوست ندارد.
وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الهُدى وَ دینِ الحقّ

متوسلیان‏

منبع: کتاب آذرخش مهاجر

* تصاویر دستنوشته ها از وبلاگ (یاران احمد) گرفته شده است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۸ساعت 0:8  توسط بی نشان  | 

حاج احمد متوسلیان

پس از طى 70 شبانه روز شكنجه و اسارت، روز چهارشنبه 24 آبان سال 1357 احمد را براى بازپرسى در معیت مأمورین مسلح ساواك به پادگان بدرآباد لرستان منتقل كردند. در سند شعبه 2 دادسراى اداره دادرسى ارتش شاهنشاهى(2) - شعبه لرستان - مى‏خوانیم:

شماره قرار: 346
24/8/1357
تعداد برگ‏پرونده:
29 برگ و كلیه مدارك‏
به شرح صورت جلسات‏
مضبوط در پرونده‏
شعبه: 2
سرگرد قضایى: رضا یزدانى‏
ستاد بزرگ ارتشتاران‏
اداره دادرسى ارتش‏
بازپرسى شعبه 2
پرونده زندانى دارد
موضوع: غیرنظامى احمد متوسلیان فرزند غلام‏حسین‏
اقدام علیه امنیت كشور
با اعاده عین پرونده اتهامى به شماره كلاسه فوق كه به این شعبه ارجاع گردیده است، به شرح ذیل مبادرت به صدور قرار نهایى مى‏نماید:
الف- مشخصات متهم: غیرنظامى احمد متوسلیان فرزند غلامحسین متولد 1332 داراى شناسنامه شماره 397 صادره از تهران، مسلمان، تبعه ایران، میزان تحصیلات: دیپلم، شغل تكنیسین برق، ساكن خرم‏آباد میدان شقایق خیابان دوم منزل مهندس قدم‏لى، فاقد سابقه اتهامى و پیشینه محكومیت كیفرى از نظر ضدامنیتى، مجرد، بازداشت از تاریخ 15/6/57.
ب- موضوع اتهام: اقدام علیه امنیت كشور.
ج گردش كار و نتیجه تحقیقات: برابر محتویات پرونده در ساعت 14 مورخه 15/6/57 به سرپاسبان یكم ماشاءاللَّه شجاع‏پور اطلاع مى‏رسد كه مغازه فتوكپى كیومرث واقع در خیابان پهلوى خرم‏آباد مشغول تكثیر اعلامیه‏هاى مضره مى‏باشد. لذا مأمورین به محل مزبور مراجعه نموده و صاحب مغازه به نام كیومرث عبدى و متهم را همراه با تعدادى اعلامیه مضره دستگیر و به شهربانى خرم‏آباد دلالت مى‏نمایند. سپس متهم به ساواك لرستان اعزام مى‏شود و حَسَبِ اعلام سازمان مزبور، نامبرده با قرار بازداشت صادره از این بازپرسى در روز 16/6/57 بازداشت مى‏گردد.
در جریان تحقیقاتى كه از متهم در محل سازمان اطلاعات و امنیت - ساواك - لرستان به عمل آمده، مشارالیه بیان داشته كه دو نوع اعلامیه مضره را از داخل مسجد ارشادیه ابوالفضل تهران به دست آورده و با تصور این كه با تكثیر و پخش آنها مى‏تواند كار مثبتى در جهت صلاحِ مملكت و آرامش منطقه انجام داده باشد، یك بار آنها را در تهران، در حدود 50 نسخه تكثیر كرده و پس از انتقال به خرم‏آباد روى در مغازه‏ها و دیوار منازل نصب كرده است. چون مانعى براى این كار به نظر نرسیده و با گمان به این كه كار درستى انجام مى‏دهد، مشارالیه تصمیم گرفت مجدداً اعلامیه‏هاى مذكور را تكثیر و توزیع كند و در جست‏وجوى یك محل تكثیر مطمئن، سرانجام به مغازه فتوكپى كیومرث مراجعه كرد. از صاحب مغازه خواست تا براى او تعدادى را تكثیر كند كه صاحب مغازه قبول نمود و مشغول به تكثیر شدند. لیكن در همین هنگام مأمورین شهربانى متوجه این كار شدند و وى را دستگیر و به شهربانى هدایت كردند.
در تحقیقاتى كه امروز طى این بازپرسى از متهم به عمل آمد، وى ضمن انكار اتهام تكثیر اعلامیه مضره، مى‏گوید: اصلاً براى اخذ فتوكپى از كارت پایان خدمت وظیفه خود به مغازه فتوكپى مزبور مراجعه كرده بود كه توسط مأمورین دستگیر و در شهربانى تحت شكنجه‏هاى سخت و شنیع و در ساواك نیز شكنجه و تهدید شده و مطالب دیكته شده [توسط بازجویان‏] را [در صورت‏جلسه‏هاى بازجویى‏] نوشته است. لیكن وى دلیل و مدركى دال بر صحت ادعاهاى خود ارائه نداده است و اینك به علت تكافوى تحقیقات انجام شده، بازپرسى شعبه دوم به شرح ذیل مبادرت به اظهار نظر نهایى مى‏نماید:
د- نظریه بازپرس: با توجه به محتویات پرونده و تحقیقات انجام شده و مندرجات گزارش و صورت‏جلسه تنظیمى مأمورین شهربانى؛ به شرح اوراقِ مضبوط در پرونده و نحوه اظهارات كیومرث عبدى (متصدى مغازه فتوكپى كیومرث به شرح 13 برگ بازجویى) و اقرار متهم در مرحله رسیدگى اولیه و مندرجات گزارش و نظریه سازمان اطلاعات و امنیت لرستان (ساواك) در برگ 23 پرونده، و مدارك مكشوفه از متهم، این بازپرسى اتهام انتسابى به متهم؛ اقدام علیه امنیت كشور را وارد دانسته و عمل ارتكابى متهم از درجه جنایى محسوب و منطبق است با بند 2 ماده 310 اصلاحىِ قانونى دادرسى كیفرى ارتش كه به استناد ماده مذكور، قرار مجرمیت متهم صادر و اعلام مى‏گردد.
ضمناً دادگاه در مورد اعلامیه‏هاى مضرّه مكشوفه از متهم و نیز كُتُب و نوارهاى به دست آمده از محل سكونت وى، به شرحِ مندرج در صورت جلسات مضبوط در صفحات 12 و 14 پرونده، حكم مخصوص صادر خواهد نمود.
ه - تاریخ و محل وقوع بِزِه: شهریور ماه 57، خرم‏آباد، لرستان.
بازپرس شعبه 2 دادسراى خرم‏آباد
سرگرد قضایى رضا یزدانى‏
بدین‏سان، روند تكمیل پرونده ضدامنیتى! «غیرنظامى؛ احمد متوسلیان» سپرى شد و روز 29 آبان سال 1357، در شرایطى كه اركان رژیم به شدت دستخوش تزلزل ناشى از قیام‏هاى پى‏درپى مردم در سرتاسر كشور شده بود، احمد را براى محاكمه به دادرسى نیروهاى مسلح شاهنشاهى دادگاه خرم‏آباد فرستادند.
احمد در جریان این محاكمه از پذیرش «وكیل تسخیرى» معرفى شده توسط بیدادگاه شاهنشاهى امتناع ورزید و امر دفاع از خود را، شخصاً به عهده گرفت.

منبع: آذرخش مهاجر

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۸ساعت 21:25  توسط بی نشان  | 

چند روز پیش سالگرد شهادت مغز متفکر جنگ- شهید والامقام شهید حسن باقری بود

برای گرامیداشت یاد و خاطره این شهید والامقام دو صوت از صحبتهای ایشان تقدیم می داریم

باشد که قبول افتد

شادی روح بلند و ملکوتی اش صلوات

مكالمه بيسيم شهيد حسن باقري

اين مكالمه بيسيم بين شهيد حسن باقري و حاج احمد متوسليان و شهيد همت و شهيد شهبازي است كه در عمليات بيت المقدس صورت گرفته است.جهت دريافت اين مكالمه اينجا را كليك نماييد.

صحبت‏هاي شهيد حسن باقري در مورد حاج احمد متوسليان 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن ۱۳۸۸ساعت 21:20  توسط بی نشان  | 

داشتیم همراه حاج‏احمد از مریوان خارج مى‏شدیم. مطابق معمول، حاجى مى‏خواست به پایگاه‏هاى اطراف سركشى كند. آن روزها به دلیل در پیش بودن عملیات محمد رسول‏اللَّه(ص)، به تازگى یك سرى نیروى بسیجى براى‏مان فرستاده بودند و حاج‏احمد خیلى خودش را مقید مى‏دانست تا به آنها رسیدگى كند. اواسط راه، یك دفعه دیدم حاج احمد با یك لحن تند و آشفته‏اى به من نهیب مى‏زند: على، بزن كنار!
كوبیدم روى ترمز. به خاطر یخبندان دى‏ماه و سطح لغزنده جاده، ماشین كمى سُر خورد تا در حاشیه جاده متوقف بشود. حاجى معطل نكرد، سریع از ماشین بیرون پرید.
من هم پشت سرش از ماشین خارج شدم. دیدم آن دست جاده، یك بچه بسیجى حدوداً چهارده - پانزده ساله، روى یك تَلِ بزرگ برفى، ایستاده. مثلاً نیروى تأمین جاده بود. یك دست لباس خال پلنگى گل و گشاد به تن داشت. زبانه پوتین‏هایش بیرون زده بودند و بندهاى‏شان هم باز بود. جیب خشاب‏هایش به صورت كج و معوجى از فانسقه‏اش آویزان بود. تفنگ ژ-3 را هم به جاى آنكه روى دست گرفته باشد، از بند به شانه‏اش انداخته و براى گرم كردن خودش، توى دست‏هاى كبود شده‏اش«ها» مى‏كرد. خلاصه، هیچ‏چیز او به یك نیروى تأمین جاده شباهت نداشت. حالا، از این طرف، احمد هم با آن لباس كردى تنش و كلاه‏كشىِ كاموایى كه لبه آن را تا زیر ابروهایش پایین كشیده بود، هیبت غریبى داشت و با چنین سر و وضعى مى‏رفت به سمت آن بنده خدا. معلوم بود از این برخورد بوى خوشى به مشام نمى‏رسد. احمد تا با او رودررو شد، با یك قهر و غضبى گفت: این چه وضع نگهبانى دادن است؟ چه كسى به تو آموزش داده؟ اصلاً بگو ببینم، چه كسى تو را اینجا تأمین گذاشته؟!
بعد هم دست دراز كرد، تفنگ را از سرشانه او قاپید، سریع خشاب آن را در آورد و گلنگدن كشید و تو لوله نگاهى انداخت و باز غرّید: این تفنگه یا لوله بخارى! از آن طرف، آن طفل معصوم كه بدجورى از این برخورد احمد یكّه خورده بود، با آن جُثّه لاغر و قد و قواره كوچكش، عین یك گنجشك داشت مى‏لرزید و فقط داشت به به حاجی نگاه مى‏كرد. احمد پرسید: نیروى كدام پایگاهى؟ به زحمت لب باز كرد و گفت: سروآباد. احمد تفنگ را به طرف او گرفت اما پسرك یكدفعه‏اى بُغضش تركید و همان‏طور كه سرش را بالا گرفته بود و توى چشم‏هاى احمد زل زده بود، اشك از چشم‏هایش سرازیر شد و گفت: تو خودت كى هستى كه آمده‏اى سر من داد مى‏زنى؟ اسمت چیه؟ نیروى كدام پایگاهى؟
آقا، احمد را مى‏بینى؛ متعجب در سكوت به او خیره شده بود. پسرك با همان بغض و اشك و لحن معترض توى سینه احمد درآمد كه: لااقل خوب بود مى‏دانستى من كى هستم!... اصلاً تو مى‏دانى فرمانده من كیه؟... دعا كن، فقط دعا كن پاى من به مریوان نرسد! اگر به مریوان بروم، یكراست مى‏روم پیش برادر احمد، او مى‏داند حق كسانى كه به خودشان جرأت بدهند سر بسیجى داد بزنند را چطور كف دست‏شان بگذارد! حالا چرا لال شدى؟ یالاّ اسم خودت را بگو ببینم! اسم مسؤولت چیه؟
آقا، تازه فهمیدیم طفلك چون یك راست از سنندج به سروآباد رفته، اصلاً احمد را قبلاً ندیده و نمى‏شناسد. از آن طرف، حاجى را مى‏گویید؟ همان جا صد بار مُرد و زنده شد. رفت جلو و با آن دست‏هاى درشتش، این بسیجى كوچك را در آغوش گرفت و در حالى كه او را مثل جان شیرین در آغوش خودش مى‏فشرد، با یك لحن بُغض‏آلودى گفت: غلط كردم برادر جان... غلط كردم!
آن طفلك هم كه هنوز متوجه موضوع نشده بود، در حالى كه به سختى تقلاّ مى‏كرد از آغوش احمد خارج شود، مى‏گفت: اینها را به من نگو، تو بازداشتى، پُستم كه تمام شد، یك راست مى‏برمت پیش برادر احمد!

منبع: آذرخش مهاجر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن ۱۳۸۸ساعت 16:0  توسط بی نشان  | 

به گزارش سردار بی نشان به نقل از ایرنا وزير امور خارجه درخصوص تلاشهاي به عمل آمده پيرامون ضرورت تسريع در روشن شدن سرنوشت كاردار سابق سفارت جمهوري اسلامي ايران دربيروت،گفت:متاسفانه روند سرنوشت ‪۴‬ديپلمات ربوده شده كشورمان در هاله‌اي از ابهام است .

به گزارش سردار بی نشان، منوچهر متكي در پاسخ به سوالي در اين زمينه ،اظهارداشت:تمامي تلاشها و اقدامات به عمل آمده متاسفانه به علت اهمال در اجراي مسئوليت مجامع بين‌المللي و طرفهاي ذيربط در اين مسئله بويژه رژيم صهيونيستي همچنان نامشخص بوده است .

متكي افزود: انتظار جدي و منطقي ما و خانواده ايشان سرعت بخشيدن مجامع بين‌المللي براي تعيين سرنوشت وضعيت عزيزان خود و كاهش آلام و پايان دادن به دردهاي چندين ساله مي‌باشد .

وزير خارجه در ادامه خاطرنشان ساخت:مسئوليت سلامت و حفظ جان چهار ديپلمات ربوده شده كشورمان مستقيما متوجه رژيم اشغالگر قدس بوده و ما از تمامي سازمانها و مجامع حقوقي بين‌المللي بويژه دبيركل محترم سازمان ملل متحد خواهان اجراي مسئوليت قانوني خويش در چارچوب مكاتبات ورايزنيهاي به عمل آمده قبلي بوده و خواستار تسريع دراعلام نتيجه و نهايتا خارج ساختن خانواده ايشان از وضعيت نگراني فزاينده مي‌باشيم .

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن ۱۳۸۸ساعت 18:58  توسط بی نشان  |