متن دفاعیه حاج احمد متوسلیان- دفاعیهاى كه از نوع نگرش عقیدتى و باورهاى آرمانىِ جوانى 25 ساله، همراه با اوج ذكاوت و كیاست وى در امر گمراه ساختن قضات نظامى رژیم و انكار از بیخ و بن اتهامات وارده، براساس اصل مكتبى «تقیه» حكایتها در خود دارد:


متن دستنوشته دفاعیه دادگاه به خط حاج احمد متوسلیان*
بسماللَّه الرحمن الرحیم
بسماللَّه القاصم الجبّاربن، مُبیر الظالمین، بسماللَّه الرّبّ المستضعفین، بسماللَّه الواحد القهّارِ الجبّار المنتقم، بسماللَّه الحىّ القیوم، بسماللَّه الاَحَدِ الصَّمَد، اَلَّذى لَم یلد و لَم یولَد وَلَم یكُنْ لَهُ كفواً اَحَد.
واژه شیعه از ریشه «شَیعَ»، به معناى پیرو هدفى مشخص مىباشد. اولین ندایى كه در صدر اسلام علیه مقامپرستى و خودكامگىهاى خلفاى بعد از پیغمبر(ص) بلند شد، نداى شیعه بود. مكتبى كه به پیروى از عدالت، تواضع و خشوع علىu نسبت به مظلومان، مسیر خود را تعیین كرده و این خط مشى، تاكنون نیز به وسیله پاسداران حقیقى مذهب حَقّه شیعه ادامه یافته و امتیاز خود را نسبت به مذاهب مقامپرست، استعمارگر یا استعمار شده - چه اسلامى و چه غیراسلامى - حفظ كرده است.
رخدادهاى تاریخ و حقایقى كه در طول زمان تا به اكنون به وقوع پیوستهاند، همگى شاهد بر این مدعایند كه رهبران حقیقى شیعه همواره حتى اندك زمانى فرصت زورگویى و استثمار را به مقامپرستان معاصر خود ندادهاند و با نداىِ اِنّ الحَیاة عَقیدَةٌ و جَهاد، پوزه آنان را به خاك فلاكت مالیدهاند و همواره در این راه، پیروز واقعى بودهاند.
بلى، شیعه بدین ترتیب از همان اولین قدمِ زور و توطئه، حق را گفته، و حق را خواسته، و به حق عمل كرده و در این راه شهیدانى داده تا به وجود ظلم، شهادت دهند. هدف شیعه در اصرار براى برانداختن ظلم و حُبّ جاه و مقام، اصلاح جامعه و جایگزین كردن عدل و فراهم نمودن محیطى سالم جهت كلیه افراد جامعه است. چون ریشه فساد همانا مظالم، مقامپرستىها، نیرنگبازىها، گزارشهاى كذب، بوركراسىهاى مزوّرانه و پروندهسازىهاى دروغین با هدف كسب یا ارتقاء پایه شغلى، درجه و امثالهم است.
یكى از خصلتهاى شیعه، برانداختن فساد و فاسد و جور و جبار مىباشد. آنان كه براى گرفتن ستاره(3) به آسمان مىپرند و بعد از به دست آوردن آن و فرود آمدن، مظلومان و ستمدیدگان و مستضعفین را زیر پاى خود خرد مىكنند، از جمله فاسدان و جباران مىباشند. قرآن به صراحت در سوره شورا، آیه 41 درباره اینان مىفرماید: اِنَّما السَبیلُ عَلى الذین یظلِمُونَ النّاسَ وَ یبغُونَ فىِالارضِ بِغَیرِ الَحقّ اُولئِكَ لَهُم عَذابٌ اَلیم.
یعنى: تنها راه مؤاخذه، بر آنانى است كه به مردم ظلم مىكنند و در زمین به ناحق فساد برمىانگیزند، بر آنان در دنیا، انتقام و در آخرت، عذاب دردناك است.
و در آیه 43 همین سوره مىفرماید: وَ مَن یضلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ وَلىٍّ مِن بَعدِه وَ تِرىَ الظالِمینَ لَما رَأ وُ العَذابَ یقُولُونَ هَل اِلى مَرَّدٍ مِن سَبیل؟
یعنى: هر كه را خدا گمراه كند، دیگر جز خدا براى او یاورى نباشد و ستمكاران را بنگرى كه چون عذاب قیامت را به چشم ببینند، در آن حال با حسرت و پشیمانى گویند: اى خدا، آیا راهى براى بازگشت به دنیا براى ما هست؟
و آیه 44 همین سوره مىفرماید: وَ تَریهُم یعَرضوُنَ عَلَیها خاشِعینَ مِنَ الذُّلِّ ینظُروُنَ مِنْ طَرفٍ خَفّىٍ وَ قالَ الذَّینَ آمَنوُا اِنّ الخاسِرینَ الَذّینَ خَسَروُا اَنفُسَهُم و اَهلیهم یومَ القِیامَه اَلا اِنَّ الظّالِمینَ فى عَذابٍ مُقیم.
یعنى: و آن ظالمان را بنگرى كه به دوزخ مىنگرند و در آن حال، مؤمنان گویند:
آرى، زیانكاران آنانند، آنان كسانى هستند كه خود و خانواده خود را در روز قیامت به زیان افكندهاند وَ اِى مردم! بدانید كه ستمكاران عالم به عذاب اَبَدى گرفتارند.
قرآن همچنین ما را به رفع فساد و ظلم و از بین بردن آنها در سوره انبیاء، آیاتِ 12، 13 و 14 فرا مىخواند و مىفرماید: لا تَركُضُوا وَارجِعُوا اِلى ما اُثرِفتُم فیهِ وَ مَساكِنِكُم لَعَلَّكُم تُسئَلون * قالوُا یا وَیلَنا اِنا كُنَّا ظالِمین * فَما زالَت تِلكَ دَعویهُم حَتَّى جَعَلناهُم حَصیداً خامِدین.
یعنى: مگریزید كه گریز، فایده ندارد، بلكه رو به خانههاى خود آرید و به اصلاحِ فساد كارهاى خویش كه ممكن است روزى درباره آنها بازخواست شوید بپردازید. در آن هنگام، ظالمان از سر حسرت و ندامت گفتند: واى بر ما كه سخت ستمكار بودیم و پیوسته همین گفتار حسرتبار بر زبانشان بود تا آنكه همه را طعمه شمشیر مرگ و هلاكت ساختیم.
آیا سزاى رجعت از فساد به نیكى و اصلاح و از ظلم به عدالت و از زور به مساوات آن است كه افراد بیگناه كه تنها به اتهامات دروغین متهم شدهاند، در دادگاه محاكمه شوند؟ اگر معنى آن همه این است، دیگر حرفى براى گفتن نیست و قرآن در آیاتى كه ذكر شد، سرنوشت فاسدین و ظالمین را مشخص كرده، ولى اگر بخواهیم قدمى سازنده در راه اصلاح برداریم، باید فاسدان و ظالمان را بشناسیم و حیلهها و نیرنگهاى داهیانه آنها را دریابیم. براى این مقصود و مِن بابِ نمونه، توصیه من این است كه به پرونده پر از اتهاماتِ كذب اینجانب مراجعه شود. این اتهامها، تماماً دروغ و عارى از حقیقت هستند و اینان [بازجویان و شكنجهگران رژیم] با اِعمالِ شكنجههاى سخت و طاقتفرسا و اَعمالِ شنیعِ ضدانسانى كه به جرأت مىتوانم بگویم حتى در حیطه حیوان هم جایز نیست، سعى كردهاند براى اثباتِ آنها از من اعتراف بگیرند.
مگر یك انسان چقدر قدرت تحمل دارد كه به همان صورت كه گفته شد، شكنجه شده و به او انواع توهینهاى ركیكِ ناموسى و عقیدتى بشود؟! من كه دیگر حتى تحملِ اندیشیدن به تبعاتِ قبول خواستههاى آنان را هم نداشتم، با خودم فكر كردم كه با پذیرش این اعترافهاى تحمیلى هر بلایى را كه بر سرم خواهند آورد، عیبى ندارد، ولى در مقابلم، به دین و عقیده و ناموس و حیثیتم توهینهاى سفیهانه نشود. از این لحاظ، چیزهایى را كه آنان دیكته كردند، من نوشتم و حال، از آن ریاست محترم تقاضا دارم تا جهت روشن شدن موضوع - حتى براى خودم - آن مداركى را كه به اصطلاح از من گرفته شده و به عنوان مدرك جرم من در پرونده درج گردیده، در حضور دادگاه ارائه شود تا در این مورد، به دفاعیات شفاهى ادامه دهم.
در خاتمه، با توجه به ایمانى كه به وعده خداوند دارم كه فرموده: وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَى الَذّینَ استُضعِفُوا فىالارضِ وَ نَجْعلَهُم اَئِمةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارثین. یعنى: و مىخواهیم منت بگذاریم بر كسانى كه در زمین ضعیف نگه داشته شدهاند و آنان را پیشوایان و وارثین قرار دهیم، از ریاست محترم و قضاتى كه در این دادگاه حضور دارند تقاضامند است تا واقعبینانه و از روى عدل و حكمِ وجدان بیدار و بىنظرى كامل در این مورد قضاوت نمایند.
اِنَّ اللهَ یدافِعُ عَنِ الذینَ آمَنوُا اِنّ اللهَ لا یحِبُّ كُلَّ خوَّانٍ كَفوُر.
یعنى: همانا خداوند از ایمانآورندگان به حقیقت دفاع مىكند و خداوند هرگز خیانتكار و ناسپاس را دوست ندارد.
وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الهُدى وَ دینِ الحقّ
متوسلیان
منبع: کتاب آذرخش مهاجر
* تصاویر دستنوشته ها از وبلاگ (یاران احمد) گرفته شده است



