https://cdn.asriran.com/files/fa/news/1390/4/23/181170_191.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از دفاع‌پرس، برادر کاظم اخوان یکی از چهار دیپلمات ربوده شده همراه حاج احمد متوسلیان در ۱۴ تیر سال ۶۱ توسط فالانژ‌های لبنان، طی یادداشتی از چهل سال بی‌خبری روایت کرد و چنین نوشت:

«تیرماه ۶۱ زخمی عمیقی بر قلب و جان ما نشانده است. پس از گذشت چهار دهه از ربوده شدن برادرمان کاظم اخوان خبرنگار عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی و سه همراه وی احمد متوسلیان، تقی رستگار مقدم و سیدمحسن موسوی سپری شده است، اما سرنوشت آنان همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و تاکنون هیچ مرجع رسمی دولتی نخواسته است، واقعیت سرنوشت آنان را به خانواده آنان اعلام کند. سال گذشته در این ایام جناب آقای حمید داود‌آبادی پژوهشگر محترم دفاع مقدس به نقل از شهید قاسم سلیمانی در رسانه‌های جمعی اعلام کرد: عزیزان ما در همان ابتدای ورود به لبنان توسط مزدوران رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده‌اند، اما دولت به دلایل سیاسی حاضر به اعلام آن نیست.

آری در معرکه سیاست و اخلاق چهل سال است که ما قربانیان مصلحت و سیاست هستیم. اخلاق با حقیقت و فضیلت همراه است و سیاست با منفعت و مصلحت. سؤال اساسی این است که آیا سرانجام حقیقت جویی و اخلاق در برابر سیاست پیروز خواهد شد؟ اخلاق در برابر سیاست یعنی اینکه حقیقت را بگوییم، دروغ نگوییم، از فریب بی‌وفایی، پیمان شکنی، نقض عهد، جفا، جور، تزویر، حیله، خدعه، ریا و دورویی، غدر بپرهیزیم، و در یک کلام فضایل اخلاقی و انسانی را در راه سیاست قربانی نکنیم. فریفتن برای همیشه ممکن نیست و رفتار‌های غیر اخلاقی همواره پنهان نمی‌ماند، برای همیشه نمی‌توان با ظاهر آرایی و با توهم زیرکی و زرنگی دست به فریب و نیرنگ زد، چون ما ساده دل هستیم. اذعان می‌کنیم در تمام این چهل سال آماده فریب خوردن در مورد سرنوشت عزیزان خود بوده‌ایم، اما پس از سال‌ها حالا دیگر این زخم آنقدر کهنه و عمیق شده که دیگر امیدی به بهبودی آن نیست، در‌مان این زخم و زدودن نتایج رنجبار آن حتی در صورت اعلام حقیقت سرنوشت دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی در لبنان ممکن نیست.
در این سال‌ها هیچی دولتی در کشاکش اخلاق و سیاست هیچ حقی برای ما جهت اطلاع از سرنوشت عزیزانمان قائل نشده است، آیا دادرسی برای استیفای حقوق از دست رفته ما وجود دارد؟

هشت سال پیش در چنین روزی و در ابتدای دولت آقای روحانی با خوش خیالی در نامه‌ای به وی نوشتیم:

جناب آقای روحانی

انصاف دهید که خانواده‌ها حق دارند پس از اینکه سال‌ها بر روح و روان آن‌ها صدمه وارد شده از سرنوشت عزیزانشان آگاه شوند. فرمودید مردم صداقت می‌خواهند، ما نیز پس از گذشت بیش از سه دهه فقط صداقت می‌خواهیم. سال‌ها پدران و مادران این عزیزان قلبشان می‌تپید به امیدی، چشم‌هایشان دوخته بر در بسته با آرزوی دیدار گمشده، آخرین آرزوی آنان دیدار جگر گوشه‌هایشان بود که در آنان شوق امید ایجاد می‌کرد، اما آنان آرزو به دل رفتند و فراموش شدند.

اینک از میان آنان فقط مادر احمد متوسلیان و تقی رستگار مقدم همچنان در انتظار شنیدن خبر قطعی از سرنوشت فرزندان خود هستند؛ و حالا پس از چهل سال از میان همه آن پدران و مادران دست تقدیر بر این بوده که مادر حاج احمد همچنان چشم انتظار بماند و شاید این شعر نیما وصف حال او باشد:

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه‌ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا دره‌ها، چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم

باید بپذیریم که سنگین‌ترین شکست برای یک دولت قبل از کارآمدی شکست اخلاقی آن است.
آری دولت آقای روحانی روی همه دولت‌های قبلی را در بی‌تفاوتی و تسامح نسبت به سرنوشت آنان سفید کرد، رؤسای جمهور قبلی و وزرای خارجه آنان حداقل اظهاراتی هر چند به ظاهر و خنثی در ملاقات با خانواده‌های آنان داشتند، اما در هشت سال دولت آقای روحانی علیرغم مکاتبات ما با ایشان و آقای ظریف تاکنون حتی یک کلمه در خصوص سرنوشت آنان سخن نگفته‌اند و این نشانگر این است که این موضوع حتی در دیپلماسی اعلامی دولت در هشت سال گذشته هیچ اهمیت و جایگاهی نداشته است. دولتی که هیچ عملی از سوی خود را مغایرِ با اصول اخلاقی نمى‌‏داند، بلکه بر آن است که هرچه انجام می‌دهد، عینِ اخلاق و فضیلت است.

متأسفانه اخلاق مداری رویکردی مغفول در دولت آقای روحانی بوده است. دولت‌ها همواره باید در پىِ ‏تقویت و افزایش سرمایه اجتماعى باشند اعتماد مردم و پیوندهاى اخلاقى، موتورِ محرکِ جامعه هستند.

امیدواریم که بالاخره یک روز و در یک جایی این دولت در نزد وجدان بیدار ملت محاکمه اخلاقی شود.

اولین قدم در راه، روشن شدن سرنوشت دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی در لبنان احساس کردن درد این زخم در مسولین است و قبول مسئولیت ملی دولتمردان در قبال رنج چهل ساله ما. چهار دهه بی‌اطلاع نگه داشتن ما از سرنوشت عزیزمان درد و رنجی نیست که از آسمان بر مانازل شده باشد، بلکه برساخته بازی‌های سیاسی عده‌ای است که در چهل سال گذشته به هر طریقی مانع روشن شدن سرنوشت غمبار عزیزانمان شده‌اند که منتهی به چهل سال زندگی در برزخ شده آری از ماست که بر ماست. روح و روان ما آکنده از زخم‌های ناشی از سیاست است چرا که در نبرد بین اخلاق و سیاست این سیاست است که همیشه پیروز بوده، تا زمانی که این زخم‌های عمیق نشسته بر جان روح ما فهم نشوند، گذشته‌ای خواهد بود که همچنان در امروز ما پس از چهار دهه همچنان ادامه می‌یابد.‌ای کسانی که همچنان مسئول تداوم چنین وضعی هستید و فقط به سیاست اهمیت می‌دهید و اگر ما و هیچ یک از خانواده‌ها برای شما مهم نیستند حد اقل از آه مادر مظلوم و دلشکسته حاج احمد متوسلیان بترسید که گریبان‌گیر شما نگردد و برای رضای خدا به این بازی چهل ساله خاتمه دهید.

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی

خانواده کاظم اخوان خبرنگار عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
مشهد الرضا تیرماه ۱۴۰۰»


برچسب‌ها: کاظم اخوان, حسن روحانی, محمد جواد ظریف, متوسلیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم تیر ۱۴۰۰ساعت 23:38  توسط بی نشان  | 

https://media.isna.ir/oldcontent?th=3&n=pics/1387/4/Epic/2.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از دفاع پرس، مراسم بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج «احمد متوسلیان» با عنوان «خورشید دوکوهه»، روز پنج‌شنبه ۱۷ تیر از ساعت ۱۸ در تالار اندیشه حوزه هنری واقع در تهران، خیابان سمیه برگزار می‌شود.

این مراسم با حضور خانواده‌های معظم شهدا، جانبازان، ایثارگران و عموم مردم، همراه با رعایت دستورالعمل‌های بهداشتی برگزار خواهد شد.


برچسب‌ها: حاج احمد متوسلیان, یادواره, خورشید دوکوهه, حوزه هنری
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۰ساعت 18:17  توسط بی نشان  | 

https://esmbook.ir/file/cache/attach/image/202010/56F8F0E9-859C-459C-914C-1A22EE5D729C_300_288.jpeg

به گزارش سردار بی نشان، انتشارات یا زهرا در سال 1394 کتاب عکسی با عنوان «کاک احمد» روانه بازار نشر کرد؛ این کتاب در قالب مجموعه «کتاب عکس» منتشر شده و تلاش دارد با ارائه تصاویری کمتر منتشر شده از شهدا و فرماندهان جنگ، جوانان را بیش از پیش با آنها آشنا کند.

در کتاب عکس «کاک احمد»، به همت محمدعلی صمدی و علی اکبری مزدآبادی بیش از 100 عکس از احمد متوسلیان ارائه شده است. در کنار تصاویر، زیرنویس‌هایی به زبان‌های انگلیسی و فارسی نیز برای گویاسازی عکس‌ها استفاده شده است. هم‌چنین در پشت جلد این کتاب، دست‌خطی از محمد متوسلیان، برادر جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان درج شده است.


برچسب‌ها: کاک احمد, احمد متوسلیان, حاج احمد متوسلیان, محمد علی صمدی
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 17:43  توسط بی نشان  | 

https://img.ketabrah.ir/img/l/1083357243896523.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از  خبرگزاری تسنیم، ماجرای کتاب «شنام» که به تازگی چاپ مجدد آن از سوی سوره مهر روانه کتابفروشی‌ها شده است، مربوط به سال‌های 61 -60 از عملیات شنام است. عملیات شنام در مریوان به فرماندهی شهید احمد متوسلیان انجام شد و کیانوش گلزار راغب، نویسنده این اثر، در این کتاب به بیان خاطرات خود از چگونگی مجروح شدن و اسارت خود و برادرش توسط گروهگ کومله طی این عملیات می‌پردازد.

نویسنده این اثر هدف خود را از نگارش این کتاب معرفی شهدایی می‌داند که در طول این سال‌ها ناشناخته مانده‌اند. وی که 14 ماه در اسارت کومله بوده است در این‌باره می‌گوید: اسارتم در این دوران به صورت دوره‌گردی بود و آنها 40 -30 نفری را که در اسارت داشتند و تعداد آنها هم در طول مسیر تغییر می کرد را از این روستا به آن روستا می‌بردند و همین‌طور این روند ادامه داشت تا زندان سردشت که دوران اصلی اسارت ما آنجا بود.

این اثر خاطرات و روایت بسیار زیبای کیانوش گلزار راغب از خاطرات زمان جبهه رفتن و اسارت و در نهایت آزادی او از اسارت است. تجربه‌های متفاوت نویسنده از جنگ و اسارت سبب شده تا کتابی متفاوت در حوزه ادبیات دفاع مقدس به مخاطب ارائه شود؛ به نحوی که در این اثر عشق و طنز، جنگ و اسارت و ... به هم آمیخته می‌شوند و تصویری دیگرگونه از جنگ ارائه می‌دهند.


برچسب‌ها: کیانوش گلزار راغب, احمد متوسلیان, حاج احمد متوسلیان, شنام
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۰ساعت 17:28  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ساعت 22:15  توسط بی نشان  | 

https://dkstatics-public.digikala.com/digikala-products/2fa52f39e903b9987b97294030f9af571d7494a2_1600590235.jpg

کتاب «وقتی کوه گم شد» حکایت مردانی است از جنس آذرخش که در غبار غفلت و عقلت زدگی ما گم شده اند. حکایت سلحشورانی است که حتی بعد از شهادتشان نیز دشمن دست از آنها برنداشت و کمر به نابودی آنان بست. نابودی فرهنگ، مرام و روش آنان، چون در قاموس اهریمن، مرام و فرهنگ آن غیور مردان، بسیار خطرناک تر از خود آنان است.

کتاب «وقتی کوه گم شد» برشی از یک فیلم نامه بلند است که سعی شده تا اندکی از پرده های ضخیم فراموشی را کنار زده و نسلی را به ما نشان داده که وجود خویش را تقدیم حیات بشری کردند و چون شمع بی صدا سوختند تا برای زمانی هر چند کوتاه محفل بشریت را روشنی بخشند.

«وقتی که کوه گم شد» حکایت نسلی است که ناخواسته از گذشته اش دور شده و سرگشته و حیران در امواج بلند طوفان رسانه ای گرفتار شده و فریاد اغیثینی سرداده است. «وقتی که کوه گم شد» شاید پاسخ به سوالی باشد که نسل مظلوم امروز از گذشته مهجور مانده اش دارد.

«وقتی کوه گم شد» اوراق پراکندگی سرداری را ورق می زند که تا مدت ها در هزارتوی غبارآلود رعایت مناسبتهای سیاسی اسیر بود. اسوه ای انسانی که به جرم زیاد بزرگ بودنش در هزار دخمه عفریت بهانه ها مخفی نگه داشته شد. او پرچمدار فتح خرمشهر، سرلشکر حاج احمد متوسلیان است.

نویسنده « وقتی کوه گم شد» بهزاد بهزادپور است که با چند اثر محدودش مانند این کتاب و کتاب امپراطور عشق، انقلابی در حوزه فیلم نامه نویسی ایجاد کرده است و بلندترین مفاهیم را با قلمی زیبا و فکری زیباتر در کتابهایی با حجم محدود به خوانندگان انتقال داده است.


برچسب‌ها: بهزار بهزادپور, کتاب, رمان, حاج احمد متوسلیان
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۹ساعت 22:39  توسط بی نشان  | 

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1399/11/9/13365102_404.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از رادیو تهران، سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت‌و‌گو با «برنامه سعادت‌آباد» رادیو تهران در پاسخ به سوالی درباره پیگیری وضعیت حاج احمد متوسلیان اظهار داشت: در سه سطح درباره وضعیت حاج احمد متوسلیان پیگیری داشته ایم. در سطوح دوجانبه و ملاقات و مراودات با دولت لبنان، در سطح بین المللی با نامه نگاری های متعدد با سازمان ملل و تشکیل کمیته حقیقت یاب که محقق نشد و در حوزه دیپلماسی عمومی و رسانه ای پیگیری هایی داشته ایم و همچنان با طی کردن این روند ها همچنان ابهاماتی وجود دارد.


برچسب‌ها: سعید خطیب زاده, سخنگوی وزارت امور خارجه, حاج احمد متوسلیان, وزارت امور خارجه
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۹ساعت 22:43  توسط بی نشان  | 

https://archive.razavi.ir/index/public/uploads4/posts/attachments/2017/09/29_6397_2ZDP6WaR.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۹ساعت 22:19  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۹ساعت 22:17  توسط بی نشان  | 

https://www.rishenews.com/assets/rishe.ir/styles/org/public/repo/pics/1398/10/09//pic-55367-1577683009.jpg?itok=UHvtrEUO

به گزارش سردار بی نشان به نقل از روزنامه جام جم، دکتر علی باقری، معاون امور بین‌الملل قوه قضاییه و دبیر ستاد حقوق بشر در گفتگویی در پاسخ به سوالی درباره چگونگی تعیین تکلیف پرونده امام موسی صدر و حاج احمد متوسلیان، گفت: حکومت، در قبال همه شهروندان ایرانی با هر فکر و عقیده‌ای در هر جای جهان که باشند، مسؤولیت دارد، وزارت خارجه نیز مسؤولیت پیگیری پرونده‌های این چنینی را در مراجع ذی‌ربط خارجی به عهده دارد. در مورد پرونده‌هایی مانند امام‌موسی صدر و حاج‌احمد متوسلیان از سال‌ها قبل موضوع در دستورکار این وزارتخانه قرار دارد.
 البته معاونت بین‌الملل قوه‌قضاییه درصدد است با همکاری دیگر دستگاه‌ها، برای استیفای حقوق فردی و جمعی ایرانیان، ابزارسازی کند تا هرگونه تجاوز و تعدی به حقوق ایرانیان و حتی تهدید این حقوق برای آمر، معاون و مباشر آن هزینه‌مند باشد.


برچسب‌ها: علی باقری, دبیر ستاد حقوق بشر, حاج احمد متوسلیان, امام موسی صدر
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۹ساعت 22:41  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۹ساعت 23:55  توسط بی نشان  | 

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/19/1396061917154659411893594.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، محمداسماعیل کوثری نماینده ادوار مجلس و از فرماندهان اسبق سپاه پاسداران در بخشی از گفتگوی خود با خبرگزاری خبرآنلاین به سوالاتی درباره فایل صوتی منتشرشده مبنی بر اختلاف در درون سپاه پاسخ داده است. بخش هایی از این گفتگو را بخوانید؛ 

*سردار چند وقت پیش یک گزارشی را BBC درباره اختلافات در درون سپاه به همراه فایل صوتی از جلسه آذر  ۶۳ منتشر کرد، شما جزئیاتی از آن جلسه که پرحاشیه شد دارید؟
من، هم آن گزارش را دیده ام و هم در جریان کامل آن جلسه بودم. سر منشأ این موضوع جریانهایی هستند که وابسته به غرب هستند. افرادی مانند اکبر گنجی، عمادالدین باقی، سید مهدی هاشمی که در بیت منتظری بود و جریان منحل شده سازمان مجاهدین انقلاب.


اینها دیگران را تحریک می کردند چون فرمانده کل سپاه (آقا محسن)، آقای ذوالقدر، آقای نجات و برادران دیگر در آن سازمان بودند و زمانی که حضرت امام فرمودند اولویت با جنگ است، آنجا را رها کردند و در سخت ترین شرایط در جنگ مسؤلیت پذیرفتند اما همین آقای گنجی که در سپاه بود همان زمانها پناهنده شد و یک روز هم در جنگ نیامد( رفت به امریکا پناهنده شد)، وگرنه بچه های دیگر با فرمانده کل در سپاه تهران (الان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی است) می نشستند و با هم بحث میکردند (نه با اکبر گنجی و ... ).


صحبت بر سر این بود که بعضی از بچه ها در سپاه میگفتند چرا ما همیشه در جنوب میجنگیم و چرا در غرب نمیجنگیم و ایشان هم با آنها بحث و صحبت میکرد و دلایل را میگفت. چیزی که وجود دارد این است که باید بدانیم BBC جز اینکه بخواهد اختلاف بیاندازد کار دیگری بلد نیست، اینها هیچگاه نمی خواهند برای منفعت مردم کار کنند و همیشه می خواهند  مواردهای اختلافی را بزرگ کنند اما نمیتوانند.


سپاه و سپاهی ها به لطف خدا و از قِبَل خون شهدا به صورتی تربیت شده اند که فضای بحثش باز است و فرمانده ها اجازه می دهند که بچه ها حرفهایشان را بزنند و از آنطرف هم با کسانی که اقدام به اختلاف انداختن می کنند قطعا برخورد محکمی می کنند. زمانی که در سال ۶۵ به اکبر گنجی گفتند به جبهه برو اما خاتمی طی نامه‌ای او را رایزنی فرهنگی در سفارت ترکیه کرد  و همانجا کارهایی کرد که دستگیر شد و بعد هم به امریکا پناهنده شد و چند سالی هم به داخل نفوذ کرده بود و عامل نفوذی بود.


*در همان فایل صوتی که از اعتراضات آن سال سپاهی ها منتشر شده بود، یک بحثی را هم درباره احمد متوسلیان مطرح کردند و بعضیها درباره مشکوک بودن سرنوشت احمد متوسلیان و عدم پیگیری صحبت می‌کردند و حتی نقل قولی هم از آقای شمخانی مطرح شد و ...
خیر اینگونه مطرح نمی کردند بلکه میگفتند زمانی که احمد متوسلیان به لبنان رفته و او را دستگیر کردند، چرا در داخل مسؤلان پیگیری نکردند. یکی از برادرانی که این موضوع را دنبال می کند اقای داوودآبادی است، ایشان حتی پیش آقای محسن رضایی رفت و با ایشان هم صحبت کرد، یعنی در یک مقطعی بعضیها مطرح میکنند که آقای هاشمی کوتاهی کرده است و یک مقطعی هم می گویند از سپاه کوتاهی شد، در صورتی که این موضوع دنبال شده است.


من با توجه به شناختی که از روحیه حاج احمد دارم میدانم در همان لحظه ای که می خواسته وارد دژبانی لبنان شود، قطعا آدمی نبود که کوتاه بیاید و در مقابل آنها محکم ایستاده و به نظر من او را شهید کردند اما ما میگوییم اگر او شهید شده باید پیکر او را تحویل ما دهید، اگر هم زنده است باید خودش را برگردانید، اما بعضیها میگویند که کوتاهی شده که یک نظر است و اشکالی هم ندارد. ما در کمیسیون امنیت ملی مجلس که بودیم خیلی از افراد و حتی خانواده ایشان آمدند و ما هم بحث ایشان را پیگیری می کردیم و هم بحث امام موسی صدر را! یعنی چیزی که وجود دارد این است که ما به یک آدرس دقیق و کسی که بتواند این مساله را دقیق باز کند و آن را مطرح کند نرسیده ایم(همین طور در مورد آقای امام موسی صدر).


*آن نقل قولی که از آقای شمخانی مطرح می شد چقدر صحت داشت؟
نمی دانم؛ باید از خود او بپرسید.


برچسب‌ها: سردار کوثری, اسماعیل کوثری, حاج احمد متوسلیان, فایل صوتی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۹ساعت 17:45  توسط بی نشان  | 

https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1399/08/16/13990816000059_Test_PhotoN.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از فارس، سید محسن دهنوی در جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی موارد اعلام وصولی را قرائت کرد که یکی از آنها، سوال ملی حسن محمدیاری نماینده تالش و تعداد دیگری از نمایندگان از وزیر امور خارجه در خصوص اقدامات رسمی لازم جهت شفاف سازی سرنوشت سرداران مفقودالاثر احمد متوسلیان و همراهانشان،می باشد.


برچسب‌ها: مجلس شورای اسلامی, سید محسن دهنوی, حسن محمدیاری, دکتر ظریف
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ساعت 22:55  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۳۹۹ساعت 23:58  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۹ساعت 23:57  توسط بی نشان  | 

https://www.pishkhan.com/Archive/1399/06/13990602/AftabYazd.jpg

به گزارش سردار بی نشان؛ روزنامه آفتاب یزد، در صفحه اول روزنامه امروز 2 شهریور خود با چاپ تصویری از حاج احمد متوسلیان یادداشتی تحت عنوان "به یک احمد متوسلیان نیاز داریم!" به قلم سید علیرضا کریمی به شرح زیر منتشر کرده است:

شاید معروف‌ترین سکانس فیلم تحسین شده "ایستاده در غبار" همانجایی باشد که حاج احمد متوسلیان گوشی بیسیم را بالا می‌گیرد تا با زبان نشانه‌ها با آنطرف خط حرف بزند. راوی روی تصویر می‌گوید: "آنجا یادم می‌آید احمد متوسلیان شاسی بیسیم را فشار می‌داد و صدای رگبار گلوله و شلیک آرپی‌جی و فریاد تکبیر شنیده می‌شد. می‌خواست بگوید صحنه جنگ، صد متری من است؛ همه درگیر شده‌اند و غیر از من، همه آرپی‌جی
دستشان است."
چه بسا باید اکنون هم، چنین صحنه‌ای را شاهد باشیم.یعنی باز هم بیسیم را بالا بگیریم تا این بار نه صدای آر پی جی و گلوله که صدای معضلات اجتماعی و سایر مشکلات که در جامعه به سادگی قابل دیدن است به سمع و نظر
مسئولان برسد.
دیروز در برنامه صبحگاهی شبکه خبر، نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه خیلی ساده و راحت گفت از قیمت‌ها خبر ندارد. چندی پیش هم خبرنگاری با نمایندگان مجلس تماس گرفته بود و پرسیده بود قیمت تخم مرغ چقدر است و تقریبا همه یا نمی‌دانستند و یا قیمت‌های چندین سال پیش را مطرح می‌کردند.به واقع اگر غیر از این بود باید تعجب می‌کردیم.
به نظر می‌رسد برخی مسئولان در دنیایی دیگر زندگی می‌کنند و مردم عادی در دنیایی دیگر. نه ما حرف این عده مسئولان ناپاسخگو را می‌فهمیم و نه آن‌ها حرف ما را. مشکل از همین جا آغاز می‌شود دقیقا. یعنی آن‌ها نمی‌دانند در جامعه و کف کوچه‌ها و خیابان‌ها چه می‌گذرد و ما هم نمی‌دانیم آن‌ها در اتاق‌های بزرگ و لاکچری‌شان چگونه تصمیم می‌گیرند که شرایط اینگونه است. به‌نظر می‌رسد این آقایان، تنها افق دیدشان یک تلویزیون چند ده اینچی است، کولرگازی و چند میز و صندلی و دکور شیک و البته پنجره‌ای که در آن شهر در آرامش و امن است! در مسیر منزل و خدمت و جلسات نیز در خودروی با شیشه‌های دودی هستند و چیز خاصی به چشم‌شان نمی‌آید. نه ترافیکی، نه گرمایی، نه چراغ قرمزی!
از همین رو می‌گویم ای کاش احمد متوسلیانی بود و بی‌سیم را بالا می‌گرفت تا مسئولان بدانند دستپخت شان چه بوده! زبان ما که الکن است صراحتی متوسلیان وار نیاز است.


برچسب‌ها: حاج احمد متوسلیان, متوسلیان, احمد متوسلیان, روزنامه آفتاب یزد
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم شهریور ۱۳۹۹ساعت 7:0  توسط بی نشان  | 

به گزارش سردار بی نشان به نقل از خبرگزاری تسنیم، چهاردهم تیر سال 1361، اتومبیل هیئت نمایندگی دیپلماتیک کشور حین ورود به شهر بیروت و به‌هنگام عبور از پست ایست و بازرسی توسط مزدوران حزب فالانژ لبنان متوقف شده و چهار سرنشین خودروی مزبور به‌رغم مصونیت دیپلماتیک، توسط آدم‌ربایان دست‌نشانده رژیم تروریستی به‌گروگان گرفته شدند. در این آدم‌ربایی سردار احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت، سید محسن موسوی کاردار سفارت ایران در بیروت، تقی رستگار مقدم کارمند سفارت ایران و کاظم اخوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی به‌اسارت درآمدند و طی اخباری رسمی و غیررسمی بعداً تحویل رژیم صهیونیستی داده شدند. 38 سال است که سرنوشت این چهار دیپلمات ربوده شده در ابهام به سر می‌برد.

هر چند گمانه زنی‌ها بسیار است و حدود چهار دهه است که پرونده چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی همچنان باز است. برخی از فرماندهان دفاع مقدس تحلیل‌هایی در باب شهادت این افراد ارائه می‌کنند و برخی دیگر نیز استدلال‌هایی برای زنده بودن آنان را مطرح می‌کنند. اما تا کنون هیچ یک از مقامات رسمی مدرکی دال بر شهادت و یا زنده بودن این افراد را ارائه نداده‌اند و هر ساله بر پیگیری پرونده این افراد و مطالبه وضعیت آنان از رژیم صهیونیستی مطرح می‌شود. هر ساله یکی از شایعات در مورد وضعیت این افراد قوت می‌گیرد و رسانه‌ها نیز واکنش‌های مختلف را بازتاب می‌دهند.

از آنجایی که سندی مبنی بر شهادت چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی نیست، طبق قانون هیچ قاضی و در هیچ دادگاهی نمی‌تواند حکم به فوت یا شهادت این افراد بدهد. اجازه نمی‌دهد ارث و میراثی تقسیم شود. اگر همسری داشته باشد اجازه نمی‌دهد ازدواج کند، چون شرعاً، عرفاً و قانوناً مبنا بر مفقودالاثر بودن این افراد است. حتی اگر سندی بر کشته شدن این افراد ارائه شود، باز هم آنچه تصویب خواهد شد، حکم بر شهادت این‌افراد است نه وفاتشان.

دفاع مقدس ,

با این وجود اداره ثبت احوال منطقه یک مشهد (محل ولادت کاظم اخوان از همراهان حاج احمد متوسلیان) در اقدامی عجیب در تاریخ 19 دی 1391 گواهی وفات (و نه شهادت) کاظم اخوان را صادر کرده است. اینکه صدور این‌گواهی به درخواست چه کسی بوده و یا زمان و مکان‌ وفات ‌او کی و کجا است، در این سند رسمی نیامده است.

دفاع مقدس ,

این ثبت فوت مستقیم و بدون مستندات، توسط ثبت احوال بدون درخواست خانواده ثبت فوت شده است. یعنی دولت خود رأسا بدون اخذ مستندات اقدام کرده است تا پرونده او را مختومه ‌کند. برای همین درخواست کننده ندارد اما سند رسمی است. خانواده کاظم ‌اخوان درخواست ابطال این سند را که بدون ‌هرگونه اطلاع آنها صادر شده، داده‌اند.

حسین اخوان برادر جاویدالاثر کاظم اخوان در گفتگو با تسنیم با اشاره به صدور این گواهی فوت گفت: مدتی بود که حقوق برادرم واریز نشده بود. اخیرا وقتی به بانک مراجعه کردیم تا درباره وضعیت حقوق او اطلاعی کسب کنیم گفتند که کد ملی او منقضی است. و نهایتا مشخص شد سال 91 بدون هیچ اطلاعی به خانواده و بدون هماهنگی برای کاظم اخوان گواهی فوت(!) صادر شده است. گواهی صادر شده را دریافت کردیم و مطالبه کردیم که وقتی هیچ منبع رسمی اعلام بر فوت این چهار دیپلمات نداشته است، شما طبق چه سندی چنین گواهی را صادر کرده‌اید؟ وضعیت را گزارش دادیم اما هنوز نتیجه‌ای نگرفته‌ایم. 

دفاع مقدس ,

وی افزود: فقط اوضاع وخیم به صدور گواهی فوت ختم نمی‌شود بلکه سالهاست وضعیت بازنشستگی، پاداش خدمت و زمین متعلق به کاظم اخوان نیز نامشخص و بلاتکلیف است و کسی کاری در راستای رسیدگی به اینگونه پرونده‌ها انجام نداده است. بارها با مسئولین امر صحبت کرده‌ایم و بر استثنایی بودن پرونده این چهار نفر در کل جغرافیای ایران تأکید کرده‌ایم اما نتیجه‌ای حاصل نشده است.

ظاهرا برخی از مسئولین و دستگاه‌های مختلف کشور به جای مطالبه و مشخص کردن وضعیت بلاتکلیف چهار دیپلمات ایرانی و کمک به تسهیل مشکلات خانواده‌های آنان با صدور چنین گواهی فوتی تلاش بر تغییر شرایط با تحلیل خود را دارند که خود می‌تواند خیانتی در حق این افراد باشد و یا در خوشبینانه ترین وضعیت، غفلت از وضعیت صدور گواهی فوت یا مشکلات خانواده این چهار دپلمات ربوده شده باعث رخ دادن چنین فاجعه ای شده است؟


برچسب‌ها: کاظم اخوان, حسین اخوان, چهار دیپلمات, حاج احمد متوسلیان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۹ساعت 23:52  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۹ساعت 20:30  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد ۱۳۹۹ساعت 23:53  توسط بی نشان  | 

https://media.ana.press/1399/04/24/637303429584186847_md.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از آنا، با انتشار اخباری مبنی بر به شهادت رسیدن حاج احمد متوسلیان در همان زمان ربودن شدن و گمانه‌زنی‌های مختلف در این زمینه و تأیید و تکذیب‌های متعدد درباره این خبر، نادر طالب‌زاده در برنامه این هفته عصر به سراغ همین موضوع می‌رود.

محور اصلی گفت‌وگوی برنامه سه‌شنبه شب عصر، ماجرای ربوده شدن حاج احمد متوسلیان و همراهانش است همچنین با حضور محمد علی صمدی نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس، اخبار جدید پیرامون این مسئله مورد بررسی قرار می‌گیرد.

قرار است در برنامه امشب، شاهد گفت‌وگوی اینترنتی با دکتر عیسی ایوبی از لبنان هم باشیم.


برچسب‌ها: برنامه عصر, نادر طالب زاده, حاج احمد متوسلیان, محمد علی صمدی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۹ساعت 22:17  توسط بی نشان  | 

https://media.mehrnews.com/d/2018/04/29/3/2771394.jpg?ts=1524991128738

به گزارش سردار بی نشان، سعید اوحدی روز دوشنبه در حاشیه سفر به کرمانشاه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا، افزود: سردار احمد متوسلیان و آقای موسوی و همراهان آنها سال ها قبل مظلومانه به اسارت رژیم صهیونیستی درآمدند.

معاون رییس جمهوری و رییس بنیاد شهید و امور ایثارگران گفت: مطالبه جدی جمهوری اسلامی آزادی دیپلمات های ایرانی از چنگال رژیم صهیونیستی است و وزارت امورخارجه و بنیاد شهید این موضوع را به عنوان یک مطالبه بین‌المللی دنبال می‌کند.

وی در پاسخ به این سوُال که آیا شهادت دیپلمات های ایرانی محرز شده یا نه گفت: اصلا چنین چیزی نیست ادعای جمهوری اسلامی این است که دیپلمات های ایرانی به اسارت درآمدند و مطالبه ما آزادی این عزیزان است.


برچسب‌ها: سعید اوحدی, بنیاد شهید, چهار دیپلمات, حاج احمد متوسلیان
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 23:15  توسط بی نشان  | 

http://media.qudsonline.ir/d/2017/02/06/4/684491.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از افکارنیوز، آیت اله محمدحسن اختری سفیر اسبق ایران در سوریه و رئیس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت (ع) درخصوص نحوه پیگیری سرنوشت ۴ دیپلمات ایرانی ربوده شده در زمانی که به عنوان سفیر ایران در دمشق مسئولیت داشته، اظهار داشت: البته امروز ۴ نفر مطرح می شود اما در آن ایام یک نفر دیگر از ایرانی ها در لبنان ربوده شد که به دلیل پیگیری نشدن نفر پنجم خیلی در رسانه ها مطرح نشد، اما در مورد سرنوشت ۴ دیپلمات ایرانی، همواره دولت جمهوری اسلامی ایران و سفارت جمهوری اسلامی ایران در سوریه و لبنان به دنبال این بودند که اطلاعات دقیقی را از جریان ربوده شدن این ۴ دیپلمات به دست بیاورند. از زمانی که در سال ۶۵ شمسی در سوریه مسئولیت سفارت را عهده دار شدم همواره این مسئله را به عنوان یکی از مسائل اساسی از لبنان پیگیری می‌کردم حتی خانواده‌های محترم این عزیزان طی سفرهایی که به دمشق داشتند، مقدمات سفر آنها به لبنان و همکاری با لبنانی ها را انجام می دادم و حتی در هر مناسبتی برنامه‌هایی را با این موضوع برگزار می‌کردیم.

وی افزود: امروز هم معتقدم این مسئله باید به عنوان یکی از مسائل مورد عنایت و توجه جمهوری اسلامی ایران پیگیری شود و باید مسئله ربوده شدن و سرنوشت این عزیزان روشن شود.

آیت اله اختری درخصوص اظهارات داوودآبادی و کتاب کمین جولای ۸۲ مبنی بر به شهادت رسیدن ۴ دیپلمات ایرانی و همچنین نقل قولی مبنی بر اینکه "آقای اختری سفیر اسبق ایران در دمشق در سال ۷۸ خبر شهادت آنها را اعلام کرده"، گفت:  قطعا این سخن دروغ است کسانی که نقل قول می کنند باید امانتدار باشند و دقت کنند ما نمی توانیم ادعای کسی را بپذیریم و این نقل قول از سوی من اشتباه است اگر هم گفتیم ادعای دیگران را گفتیم نه اعتقاد خودمان را، زیرا اعتقاد و باور ما این است که هنوز از سرنوشت این عزیزان خبری نیست و حق جمهوری اسلامی و خانواده آنهاست که مطالبه کنند و امیدواریم زنده باشند و بتوانیم این ها را پس بگیریم.

وی ادامه داد: اینکه نقل شده فردی خود را قاتل احمد متوسلیان معرفی کرده اگر این ادعا وجو دارد باید این پرونده به دادگاه برود و قوه قضائیه آن را پیگیری کند و اگر فردی چنین ادعایی دارد باید محاکمه شود.

رئیس کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین همچنین گفت: کسانی که از من نقل قول کردند نادرست است و این اطلاعاتی که جسته گریخته هر کسی نقل می کند مستند و درست نیست، بارها موضوع از سوی بعضی از منصوبان خانوادگی این عزیزان و هم از سوی مقامات مسئول و راههای رسمی پیگیری شده و حتی از فالانژها و مسئولان آنها پیگیری شده است؛ آنچه مسلم است مسئولیت این ها بر عهده اسرائیل است و سمیر جعجع فردی است که مسئولیت پاسخگویی دارد و باید با دلیل و مدرک حرف بزند و مورد مؤاخذه قرار بگیرد زیرا این ها همدست بودند.

وی با اشاره به پاسخ هایی که در قبال پیگیری سرنوشت ۴ دیپلمات ربوده شده در زمان مسئولیتش ارائه می شده است، بیان کرد: این ها همان وقت گفتند و شاید همین الان هم جعجع همین را بگوید که دیپلمات ها را دست به دست گرفتند تحویل هم دادند و در همان مقطع گفتند این ها را تحویل اسرائیلی ها دادند.

آیت الله اختری ادامه داد: یکی از این روزنامه ها و مجلات اسرائیلی در زمانی که سفیر ایران در دمشق بودم اعلام کردند و یا نقل قول کردند که این ها را در زندان های اسرائیل دیدند که همان موقع وقتی به مرحوم حافظ اسد گفتم، گفت این خیلی مهم است که خود اسرائیلی ها ادعا کردند باید این را مستند قرار دهیم و پیگیری کنیم این موضوع را از کانال های مختلف در سوریه از طریق مرحوم حافظ اسد و معاونینش و وزارت خارجه سوریه و هم وزارت خارجه لبنان و سفارت ایران در لبنان و مسئولین آنها و از کانالهای مختلف دیگر پیگیری کردیم اما هیچ گاه به این نقطه نرسیدیم که به شهادت رسیده اند و آن را اعلام نکردیم و همواره در مصاحبه هایمان گفتیم افرادی مانند سمیر جعجع و یا فالانژها ادعا کردند، برخی گفتند این ها در اولین نقطه گروگانگیری کشته شدند، برخی گفتند این ها را به زندان بردند برخی حتی جای زندان هایشان را نشان دادند برخی هم گفتند این ها را به زندان های اسرائیل برده بودند ولی به لبنان بازگرداندند.

سفیر اسبق ایران در سوریه در همین رابطه ادامه داد: در مقطعی هم ادعا کردند که کشته شدند بعد گفتند در آن مکان بوده و بعد گفتند آنجا گودالی بوده در آنجا انداختند که حتی از سفارت ایران هم به آن نقطه رفتند اما نمی توان به این سخنان توجه کرد که در همان موقع هم اعلام کردم اگر اینها می گویند کشته شدند حتما یک هویتی داشتند و یا کارت، لباس،‌ کفش و... داشتند باید نشانی می آورند، می‌گفتند این‌ها کشته شدند یا حتی آن مکانی که گفتند آنجا کشته شدند الان بهانه کردند می‌گویند آنجا ساخته شده و آنجا نیست.

آیت اله اختری ادامه داد: این ها ادعاهای بی مدرکی است که مطرح شده و اگر من صحبتی کردم این ادعاها را مطرح کردم و هیچ گاه معتقد نبودم که این حرف ها صحیح است و می توان به این سخنان اعتنا کرد و همیشه در ملاقات با خانواده هایشان گفتم آنها حق دارند از طریق جمهوری اسلامی ایران، سفارت ایران در سوریه و سازمانهای بین المللی پیگیری کنند و تا زمانی که به صورت مستند چیزی ثابت نشده خانواده های آنها و جمهوری اسلامی قانع نشدند.

وی با بیان اینکه همیشه موضوع سرنوشت ۴ دیپلمات ربوده شده مطالبه شده است، گفت: بسیار واضح و روشن است که هیچ گونه مدرکی وجود ندارد و اگر کسی نقل قول کرده از سوی آنها صورت گرفته آنها ادعا کردند ما گفتیم این ادعاها را نمی توانیم بپذیریم لذا برای جمهوری اسلامی ایران و خانواده هایشان قابل قبول نیست ما باید بگوییم اینها گروگان هایی بودند که باید برگردانند و این حق را برای جمهوری اسلامی و خانواده هایشان قائل هستیم.


برچسب‌ها: محمد حسن اختری, آیت الله اختری, حاج احمد متوسلیان, سوریه
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 13:17  توسط بی نشان  | 

https://img9.irna.ir/d/r2/2020/01/09/4/156882837.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از خبرگزاری مهر، مجید تخت روانچی نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک به مناسبت سی و هشتمین سال‌روز ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی  در لبنان، به آنتونیو گوترش دبیرکل این سازمان نامه‌ای نوشت و از سازمان ملل درخواست مساعدت کرد.

وی در این نامه از گوترش خواست به روشن شدن سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی که در تیر ماه سال ۱۳۶۱ در لبنان ربوده شده اند، مساعدت کند.

سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل  در نامه خود تاکید کرد که طبق اخبار و اطلاعات موجود، این افراد بلافاصله پس از ربوده شدن در نزدیکی بیروت در منطقه‌ای که آن زمان تحت اشغال نیروهای رژیم اسرائیل بوده است، به نیروهای این رژیم تحویل داده شده اند و شواهد بعدی نیز نشان می دهد که آنها در زندان‌های رژیم مذکور بوده و زنده هستند.

تخت روانچی ضمن اشاره به اعلام آمادگی دبیرکل وقت سازمان ملل در سال ۱۳۸۷ برای مساعدت به روشن شدن سرنوشت این دیپلمات‌ها و استقبال ایران از این پیشنهاد، و یادآوری آلام افراد ربوده شده و خانواده های آنها طی ۳۸ سال گذشته، و نیز تأکید بر اهمیت ابعاد انسانی موضوع، از دبیرکل این سازمان خواسته است تا در این زمینه مساعدت کند. 

در این نامه همچنین به پیشنهاد ایران به کمیته بین‌المللی صلیب سرخ مبنی بر تشکیل کمیته‌ای حقیقت یاب در این باره اشاره شده و از دبیرکل خواسته شده از فعالیت های آن حمایت کند.

وی با اشاره به اینکه ربودن دیپلمات‌های ایرانی مغایر حقوق بین‌الملل و به ویژه حقوق بشردوستانه بین‌المللی است، مسئولیت سازمان ملل در برخورد با این موضوع و طرح مسئولیت رژیم اسرائیل را مورد تأکید قرار داد.

نماینده ایران همچنین به همکاری دولت لبنان در این زمینه اشاره و یادآوری کرد که دولت آن کشور نیز در گذشته رسماً خواستار مساعدت دبیرکل سازمان ملل در روشن شدن سرنوشت دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی در لبنان شده بود.


برچسب‌ها: تخت روانچی, مجید تخت روانچی, گوترش, سازمان ملل
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 11:21  توسط بی نشان  | 

از اولین روزهای تیرماه هر سال دغدغه من این بود که امسال چه خبری از حاج احمد خواهم شنید تا اینکه امسال تصمیم گرفتم خبری که قرار است رسانه‌ای و دست اول باشد را خودم تهیه کنم؛ به همین دلیل به سراغ حمید داودآبادی رفتم تا ناگفته‌هایی را که از سال‌ها تحقیق و جست و جو در مورد سرنوشت حاج احمد متوسلیان و همراهانش به دست آورده است را بشنوم.

می‌دانستم که این حرف‌ها را به هیچ رسانه‌ای نزده و حتی در بخشی از کتاب جدیدالانتشار «راز احمد» هم آنها را سانسور کرده است، متقاعد کردن او به گفت و گو سخت بود چراکه تصمیم گرفته بود تا دیگر در سالروز ربوده شدن حاج احمد سخنی نگوید و تنها به ابراز دلتنگی در چند پست اینستاگرام اکتفا کند.

هنوز خرداد به پایان نرسیده بود که توانستم یک گفت و گوی جنجالی با او بگیرم، حرف‌هایی که حتی در کتاب‌هایش هم ننوشته بود را در مصاحبه گفت و اجازه انتشار تمام مصاحبه را هم داد، خواستم تا در روزهای سیزدهم و چهاردهم تیرماه این مطلب را منتشر کنم اما به دلیل جو روانی ایجاد شده بر اثر سوءبرداشت هایی از یک یادداشت مطالبه گری تصمیم گرفتم یکی دو روز بعد این اطلاعات را در اختیار مخاطب بگذارم.

در ادامه می‌توانید این گفت‌وگوی بی پرده را بخوانید و مطالبی را ببینید که تا به الان از طریق هیچ رسانه‌ای منتشر نشده است.

چه شد به موضوع حاج احمد و سرگذشت او علاقه مند شدید؟

داودآبادی: من از سال ۷۳ تقریباً پیگیر این موضوع شدم. آن زمان خبرنگار نشریه فرهنگ آفرینش بودم. وقتی در عرصه مطبوعات به شکل رسمی وارد شدم دیگر دستم باز بود. من در آنجا بسیار فضا را باز دیدم و به همین خاطر شروع به نوشتن درباره حاج احمد کردم. تا سال ۷۲ اسم آوردن و سوال پرسیدن درباره حاج احمد و سه دیپلمات مانند یک قانون نانوشته ممنوع بود. کسی حق نداشت درباره‌شان چیزی بگوید یا سوالی بپرسد. پیش از آن سال‌ها من تجربه سفر به لبنان را داشتم و به همین خاطر دلم می‌خواست باز هم بروم درباره این موضوع تحقیق کنیم. رفتم و تحقیق کردم. در همان نشریه برخی مطالبم منتشر می‌شد. آنجا با حسین بهزاد آشنا شدم که شدیداً پیگیر و دنبال داستان حاج احمد بود.

تا اینکه سال ۷۴ که رفتم لبنان؛ همیشه حس می‌کردم وقتی در لبنان سوال می‌پرسیدم حاج احمد چه شد پاسخ به آن بسیار طول می‌کشد. وقتی به لبنان رفتم دیدم می‌شود سوال‌های بیشتری از آدم‌های بیشتر پرسید. هر بار که می‌رفتم، نشانی جدید و حرفی جدید داشت. به تهران که بر می‌گشتم راحت نبود که درباره این موضوع مطلب نوشت. کم کم موضوع نوشتن درباره حاج احمد برایم به دغدغه تبدیل شد، تا اینکه سال ۸۵ کتاب کمین جولای منتشر شد. در ایران و لبنان اخبار و هر آنچه که درباره این چند نفر منتشر شده بود را جمع آوری و به یک روزشمار تبدیل کردم.

از انتشار این کتاب چه چیزی به شما رسید؟

چیزی به من نرسید ولی این کتاب تلنگر بسیار مهمی بود تا برخی‌ها باور کنند به سراغ حاج احمد بروند. از اولین نکته‌ها این بود؛ یک بار که از شیراز به تهران می‌آمدم، در هواپیما که روزنامه کیهان می‌خواندم در خبری دیدم که رئیس جمهور وقت (احمدی نژاد) دستور تشکیل یک کمیته پیگیری درباره کتاب داده است که این کمیته تشکیل شد. سال ۸۶ نیز اعضای کمیسیون امنیت مجلس هر حرفی که مطرح می‌کردند به همین کتاب کمین جولای ارجاع می‌دادند.

پس از اینکه کتاب چاپ شد، سراغ آدم‌های بیشتری رفتم و بیشتر در تکاپو افتادم، چه در ایران و چه لبنان. کم کم بوی بدی به مشامم رسید. حقیقت این بود که یک جمع از همان اول نمی‌خواستند داستان حاج احمد پیگیری شود

پس از این کتاب مانند بسیاری از پژوهشگران که یک سوژه را برای پژوهش انتخاب می‌کنند و حتی بعد از پژوهش هم کنار می‌گذارند و به دنبال سوژه دیگر می‌روند، عمل نکردم. سوژه در خونم رفته بود و مهم‌تر از همه حاج احمد برایم سوژه نبود بلکه یک دغدغه بود و برایم جریان داشت.

پس از اینکه کتاب چاپ شد، سراغ آدم‌های بیشتری رفتم و بیشتر در تکاپو افتادم، چه در ایران و چه لبنان. کم کم بوی بدی به مشامم رسید. حقیقت این بود که یک جمع از همان اول نمی‌خواستند داستان حاج احمد پیگیری شود و قاعدتاً احتمال می‌رفت پاسخی برای این کارشان داشتند. همچنین ۸۰ درصد تمام این پیگیری‌ها در طول این چند سال همه ساختگی بود. تمام کمیته پیگیری‌های حاج احمد مانند یک تئاتر، یک سناریو را دنبال می‌کردند. تاکنون ۱۰ تا کمیته پیگیری چه در دولت و چه مجلس تشکیل شده اما حتی یک از آن‌ها هم به خانواده‌های ربوده شدگان و مردم پاسخ ندادند.

اما شما چند سال است این موضوع را مطرح می‌کنید و از سوی دیگر برخی‌ها ادعا می‌کنند که این سخن‌ها تهمت است!

من پیش خانواده حاج احمد می‌روم و میبینم هیچکس به آن‌ها هیچ گزارشی نداده است. پرونده از اول به دست خانواده موسوی بود اما هیچ گزارشی به خانواده حاج احمد و اخوان نداده است. حتی معاون پارلمانی احمدی نژاد به من گفت آقای سیدحسین موسوی که در تمام این سال‌ها مسئولیت پیگیری پرونده به دست آن بوده، تا امروز یک برگ کاغذ به هیچ احدی ارائه نداده است. گفتم پس شما که اکنون رئیس کمیته پیگیری شده‌اید چه؟ گفت ما تنها یک کمیته هستیم و هیچ چیزی در دست نداریم.

در لبنان پیش مرحوم شهید غضنفر رکن آبادی رفتم، به او گفتم شما اینجا دفتر یا ستادی در این باره دارید؟ گفت ما هیچ چیز از آن‌ها در دست نداریم. یا مثلاً اینکه آقایان می‌گویند ما در حال پیگیری از اینترپل و پلیس بین المللی هستیم. در یک جلسه نیمه خصوصی آقای رائد موسوی گفت تا امروز یک برگ سند درباره این ۴ نفر نه در دستگاه قضائی ما، نه لبنان و نه حتی در پلیس بین الملل نیست.

در ۱۵ سال اول پیگیری این پرونده حداقل ۲۱ میلیارد تومان در همان دهه شصت هزینه شده است، وقتی هزینه شده است نباید هیچ مدرکی نباشد که به چه چیزی رسیده‌اند؟ من می گویم آن‌هایی که مسئولیت پیگیری پرونده حاج احمد و همراهانش را به عهده داشتند ته داستان را می‌دانند.

ته داستان چیست؟ ته داستان این است که هر ۴ نفر آن‌ها شهید شده‌اند.

در همان جلسه آقای رائد موسوی گفت اگر ما یک درصد هم احتمال زنده بودن این ۴ نفر را بدهیم باید پیگیری کنیم. اینکه می‌گوید حتی یک درصد یعنی چه؟ یعنی تمام است داستان.

یعنی حتی رائد موسوی هم می‌دانست؟

بله. همسر سید محسن موسوی در برنامه ماه رمضان، در کانال پنج تلویزیون وقتی مجری از او پرسید حالا در نهایت این افراد زنده هستند یا نه؟ گفت: قطعاً زنده هستند، مگر قرآن نگفته است و لاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا. این سخن یعنی چه؟ اگر زنده هستند چرا این آیه قرآن را به کار می‌بردید. من اینها را کنار یکدیگر می چینم.

پس شما این ادله را کنار هم می‌چینید و به نتیجه می‌رسید اما کسی به طور رسمی به شما نگفته است که حاج احمد شهید شده و پیکرش در همین معراج شهدا است؟

پیکر حاج احمد در معراج شهدا نیست. سال ۷۸ یعنی ۲۱ سال پیش یک نفر به من خبری داد. در آن زمان ما مجله‌ای به نام فکه داشتیم. به من گفت امسال سفارت ایران در بیروت می‌خواهد بیانیه‌ای در رابطه با این ۴ نفر صادر کند و اعلام کند که شهید شده‌اند. تعدادی استخوان هم به عنوان پیکرشان تشییع می‌شود. من همانجا با همسر آقای موسوی تماس گرفتم، به او گفتم داستان بدین شکل است و وزارت خارجه می‌خواهد قضیه را ببندد.

آن موقع اصلاً بحث دی ان ای هم مطرح نبود. گفت چکار کنم؟ به او گفتم شما پیش دستی کنید و ابتدا خودتان نامه بزنید که اگر قرار است خبری منتشر شود باید جزئیات دقیق شهادت و محل دفن هم اعلام شود. رائد را پیش من فرستاد. آن اولین دیدار من و رائد بود. تمام چیزهایی که لازم بود در نامه نوشته شود را با هم نوشتیم. قرار شد همان نامه کار شود اما بعدها فهمیدم سید حسین موسوی یعنی عموی رائد که مسئول پرونده بود، نامه را عوض کرده بود.

آن اولین دیدار من و رائد بود. تمام چیزهایی که لازم بود در نامه نوشته شود را با هم نوشتیم. قرار شد همان نامه کار شود اما بعدها فهمیدم سید حسین موسوی یعنی عموی رائد که مسئول پرونده بود، نامه را عوض کرده بود

این نامه منتشر شد و ما هم چندتا مصاحبه کار کردیم تا اینکه وزارت خارجه بی‌خیال پرونده شد. همان زمان یکی به من گفت که به ما آماده باش ورود پیکر حاج احمد را داده‌اند و گفته‌اند که هیچکس نباید به سمت آن بیاید اما تو می‌توانی بیایی. قضیه منتفی شد و وزارت خارجه بیانیه نداد. این قضیه هم تا امروز منتفی شد.

یعنی پیکر را نیاوردند یا آوردند و کسی اطلاع ندارد؟

شاید آورده باشند ولی کسی نمی‌داند. شاید هم پیکرها را تا امروز نگه داشته‌اند. شهید سلیمانی در ۲۴ اسفند ۹۷ از من پرسید: تو به چه چیزی در این پرونده رسیدی؟ گفتم من به چیز بدی رسیدم. گفت چی؟ گفتم پیکر حاج احمد تهران است. لبخندی زد و به من گفت: نه. هر چهارتایشان تهران هستند. جا خوردم. گفتم: یعنی چی سردار؟ من فقط برای وجود حاج احمد دلیل دارم. سردار پاسخ داد قطعاً هر ۴ نفر همان شب به شهادت رسیده‌اند. در ادامه گفت ما چند وقت پیش (اشاره‌ای به زمان دقیقش نداشت) تبادلی با قوات اللبنانیه داشتیم، از آن جایی که می‌گفتند که پیکرشان را دفن کردند؛ پیکرها را به ما دادند. اکنون هم پیکرها طبق نظر شما تهران است. البته پیکری هم نیست و یک مشت استخوان هستند. همچنین سردار شهید گفت: ظاهراً می‌گویند دی ان ای آن‌ها همخوانی ندارد اما پیکرها همچنان هستند.

اگر دی ان ای همخوانی ندارد پس چگونه می‌گوئید پیکرهایشان اینجاست؟

من اگر می گویم حاج احمد اینجاست طبق دلایلی که دارم می گویم. تمام اخبار و شواهد بر این دلالت دارد اسعد شفتری کسی که در کشتن نقش داشته بود، کریم بقرادونی و چهار نفر این فالانژها یک حرف مشترک زدند، در مستند «در جست و جوی حقیقت» گفتند که ماشین را به همراه یکی از جنازه‌ها بردیم جلوی دفتر حزب بعث عراق در طرابلس لبنان گذاشتیم. این ادعای آن هاست. همچنین بعداً اطلاعات کشور سوریه ماشین را پیدا کرد و برد.

همچنین سال گذشته به خانه پدری حاج احمد رفته بودیم، خواهرش حمیده جلوی جمع برای اولین بار گفت من یک چیزی می‌خواهم بگویم که تا حالا نگفته‌ام. چند روز پس از اینکه حاج همت از لبنان به ایران برگشته بود، به مغازه شیرینی فروشی پدرم رفته بود. پدرم به خانه آمد و گفت حاج همت آمد و گفت احمد در لبنان شهید شده است. این پرونده برای پدر ما بسته شده است.

با اینکه آقای محسن رضایی در دیدار با مادر حاج احمد در سال ۹۵ می‌گوید به زودی خبرهای خوشی به شما می‌دهم ولی در قرآنی که به مادر حاج احمد هدیه می‌دهد می‌نویسد تقدیم به مادر شهید حاج احمد متوسلیان. این یعنی چی؟ آقای محسن رضایی در سال ۹۷ گفت: اینها همان روز اول شهید شده‌اند.

پرسیدم چرا این همه مصاحبه می‌کنند و می‌گویند زنده است؟ گفت من و حسین دهقان یکسری اخبار از داخل اسرائیلی‌ها شنیدیم، گفتیم این خبرها را بولد کنیم شاید اسرائیلی‌ها تحریک شوند و اطلاعاتی لو بدهند اما به نتیجه نرسید و چیزی درز نکرد.

شما از چه مقطعی به این نتیجه رسیدید که حاج احمد شهید شده است؟

تقریباً از سال‌های ۸۰ و ۸۱

ولی شما حتی پس از آن هم در کتاب‌هایتان به شکلی قلم زده‌اید که حاج احمد زنده است!

نه. من همه جا به این متهم می‌شوم که در صورت شهادت این افراد چه سودی می بری؟ من هیچ امیدی به زنده بودن آن‌ها ندادم.

اما حتی در کتاب راز احمد به طور قطع نگفتید که شهید شده‌اند.

این بحث دیگری است که نگفته‌ام شهید شده‌اند اما به این شکل که بخواهم ادعا کنم که زنده‌اند و به کشور باز می‌گردند را هم نگفتم. من در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد پیش رئیس کمیته پیگیری رفتم یعنی تنها باری که کمیته پیگیری من را خواسته بود همان یک بار بود. گفتم یک سوال دارم مردانه می‌خواهید این پرونده را حل کنید یا مانند بقیه هستید؟ گفت این حرف یعنی چی؟ می‌خواهیم حلش کنیم.

با اینکه آقای محسن رضایی در دیدار با مادر حاج احمد در سال ۹۵ می‌گوید به زودی خبرهای خوشی به شما می‌دهم ولی در قرآنی که به مادر حاج احمد هدیه می‌دهد می‌نویسد تقدیم به مادر شهید حاج احمد متوسلیان. این یعنی چی؟

من به او همه مستنداتم را دادم و به او گفتم که در ۶ ماه این پرونده را می بندم. گفت اوه! شما خیلی تندی! به او گفتم من بسیجی ام! نه حقوق می‌خواهم و نه حق مأموریت. چند راه به آن‌ها ارائه دادم. یک راه بسیار راه ساده ای بود، به او گفتم آقای صالح کاظمی نیا، اینجا یک تخته وایت برد بگذارید و مانند زمان مدرسه یک ردیف بدها و یک ردیف خوب‌ها چه در ایران چه در لبنان را بنویسید. نام هر کس که می‌تواند درباره آن ۴ نفر اطلاعات داشته باشد را بر روی آن بنویسید. حتی این کار را هم انجام ندادند.

فکر می‌کنید راز احمد قرار است چه کاری در این پرونده انجام دهد؟

هیچ تغییری نخواهد داد. ۳۷ سال است که وزارت خارجه بیانیه می‌دهد و من در کتاب نوشتم که از این بیانیه‌های تکراری خسته نشدید؟ گفتم آقای محسن رضایی و فلانی شما ۳-۲ سال پیش بیان کردید زنده هستند، چطور شد؟ چه شد؟ اصلاً برای هیچکدام اهمیت ندارد. یکی از سیاست‌های بدی که در جمهوری اسلامی باب شده این است که خود را به آن راه بزنید، جواب ندهید. اگر جواب بدهید در رینگ می آیید.

مجبور هستید درگیر شوید. وقتی جواب ندهید روی خود را آن طرف کنید و رد شوید. هیچکس هم نمی‌گوید آقای نماینده مجلس که ۶ سال پیش گفتید اطلاعات دقیق داریم که حاج احمد دو ماه پیش در زندان اسرائیل بوده است، اسناد و مدارک بیاورید. می‌گویند این محرمانه است و نمی‌توانیم بیان کنیم. چه چیزی محرمانه است؟ یکی در مجلس یقه این نماینده را نگرفت که این دروغ را چرا اعلام کردید؟

برای چه چیزی این کتاب را نوشتید؟

برای دل خودم نوشتم. دل خودم آن چیزی است که برای خدا است، برای آن چیزی است که من را آرام می‌کند و به من آرامش می‌دهد. خیال من راحت می‌شود که آن دنیا شرمنده خدا نیستم. خدا اولین حرفی که آن دنیا به من می‌زند می‌گوید ۴۰ کتاب نوشتید و باید می‌نوشتید؛ این تعداد کتاب ننوشتید، برای چه ننوشتید؟

من می‌خواهم آن دنیا برای خدا جواب داشته باشم. این کتاب دغدغه من بود. ۲۵ سال یک موضوعی دغدغه شما باشد و بعد رها کنید؟ من بلد نیستم دغدغه‌ها و آن چیزهایی که برای من مهم است، آن چیزهایی که بود و نبود من را می‌سازد، آن چیزهایی که من را بالا و پایین می‌کند، آن چیزهایی که برای من بیش از مخاطب مهم است را رها کنم و بگویم به من چه!

همان ابتدا گفتم آدمی نیستم که به حاج احمد به چشم سوژه نگاه کنم. مثل این می‌شود که فلانی فلان فیلم سینمایی را درباره دفاع مقدس ساخت و کلی مخاطب برای او به به و چه چه کردند. مصاحبه کرد و گفت من قهرمان فیلم را قبول ندارم! پس برای چه این فیلم را ساختید؟ اشتباه کردید وقتی اعتقادات قهرمان فیلم را قبول ندارید آن را می‌سازید! این نمونه‌ها را زیاد داریم. من این را به عنوان یک کتاب ننوشتم که کتابی نوشته باشد که بخواهم به حاج احمد به چشم سوژه نگاه کنم. وقتی کتاب را نوشتم حاج احمد را کنار بگذارم و دنبال سوژه دیگری بروم.

به حاج احمد به چشم سوژه نگاه نکردید؟

خیر.

دغدغه شخصی شما بود؟

بله.

مخاطب تاکنون ۳-۲ کتاب از شما درباره حاج احمد خوانده است. چه چیز جدیدی است که باید انگیزه شود تا کتاب راز احمد را بخواند؟

خیلی چیزهای جدیدی است. این کتاب زمین تا آسمان با کمین جولای فرق دارد. کمین جولای فقط اخبار روزشمار است. کتاب ۳۷ سال مقالات و دغدغه‌های مقاله‌ای است. این کتاب روایت من است. من ۲۵ سال روی موضوع حاج احمد فکر کردم.

می‌توان گفت اولین کتابی است که شما هر آنچه دیدید را بیان کردید؟

بله. همه حرف من است. من در مقدمه بیان کردم این کتاب هیچ چیزی جز روایت شخصی بنده از سفر بی بازگشت حاج احمد متوسلیان از خرمشهر تا بیروت نیست. هر کسی هر ادعایی دارد بسم الله، قلم به دست بگیرد و احمد خویش را روایت کند. من راز احمد را این گونه دیدم و کشف کردم.

خودتان وقتی کتاب را می‌خوانید چه حسی دارید؟

به آرامش رسیدم. خیلی به آرامش رسیدم. اگر بدانید سر چاپ شدن این کتاب چقدر دغدغه و مشکل داشتم، آن قدر به آرامش رسیدم که نمی‌توانم بیان کنم.

به غیر از این موضوع شهید دیگری است که درباره آن بنویسید و تاکنون موفق نشدید؟

خیر. گفتم این گل سر سبد ۴۰ کتاب من است.

بخاطر حاج احمد بودن آن است؟

همه عشقم را که به حاج احمد داشتم، همه دغدغه‌ای که درباره حاج احمد داشتم و همه هنر نویسندگی خود را در این کتاب خرج کردم. من موقعی که خواستم این کتاب را شروع کنم یک شب خواب حاج احمد را دیدم. خواب دیدم یک جایی شبیه به پادگان دوکوهه بود. حاج احمد آنجا ایستاده بود، من از کنار او رفتم و در چشم‌های او نگاه کردم. آن قدر شیفته این نگاه شدم. در مقدمه ابتدایی این را بیان کردم.

کلام آخر؟

الحمدلله این توفیقی بود که خدا در اواخر عمرم به من داد. توفیق زیبایی بود. امیدوارم لایق آن باشم.


برچسب‌ها: حمید داوودآبادی, حاج احمد متوسلیان, حاج قاسم سلیمانی, شهید سلیمانی
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 10:25  توسط بی نشان  | 

https://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1399/4/16/12186541_287.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از گروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان، اداره ورزش وجوانان شمال غرب تهران از خانواده قهرمان پرور حاج احمد متوسلیان همزمان با ۳۸سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان و سه دیپلمات ایرانی دربند رژیم غاصب صهیونیستی با اهدای لوح تقدیر، دسته گل جام زرین، طاق شال پهلوانی تابلو فرش وهدایایی نفیس به حاج محمد متوسلیان برادر بزرگتر او در حضور جمعی از پیشکسوتان ورزش دربازار تهران تجلیل وقدردانی به عمل آورد. از آنجایی که حاج احمد متوسلیان قبل از اینکه فرمانده بزرگی در دفاع مقدس شود، قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران از قهرمانان حرفه‌ای ورزش بوکس و در لباس یک قهرمان ورزش از پیشگامان انقلاب اسلامی بوده است.

در این مراسم سرزده و عرفانی حاج علی ایلکا ریاست حوزه شمال غرب اداره ورزش وجوانان استان، به نمایندگی از وزارت ورزش و جوانان و همچنین اداره کل ورزش وجوانان استان تهران این وزارتخانه ضمن تقدیر ویژه از خانواده او اعلام کرد: حاج احمد متوسلیان افتخار جاوید جامعه ورزش است. در ادامه این مراسم حاج مرتضی لبانی مطلق از مفاخر فرهیخته وصاحب زنگ و صلوات ورزش زورخانه وپهلوانی کشور که از یاران صدیق حضرت امام راحل (ره) ومقام معظم رهبری است با اهدای یک جلد قرآن نفیس به این خانواده معظم بیان کرد: که از کودکی بچه محل حاج احمد متوسلیان در محله بازار بوده و او قبل از انقلاب به عنوان یک قهرمان ملی ورزش فدایی انقلاب ورهبری بوده است.

در پایان این مراسم سعید حق وردی، ریاست سازمان قهرمانان ملی ورزش با اهدای دسته گل، وطاق شال پهلوانی و یک تابلو فرش به نمایندگی از قهرمانان ملی ورزش ایران به برادر حاج احمد متوسلیان اعلام کرد که جامعه ورزش و قهرمانان همیشه به عنوان خادم این خانواده هستند و اعلام کرد، از امسال همزمان با سالروز تولد حاج احمد متوسلیان انشاالله تندیس ملی فتوت با نام و یاد بود او به جوانمردانی که صفات پهلوانی وایثارگری در جامعه متجلی می کنند در مراسم باشکوهی توسط سازمان قهرمانان ملی ورزش ایران با همکاری مبادی ذیربط برگزار خواهد شد.


برچسب‌ها: محمد متوسلیان, حاج احمد متوسلیان, برادر حاج احمد متوسلیان, بوکس
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 23:45  توسط بی نشان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 22:31  توسط بی نشان  | 

https://snn.ir/files/fa/news/1399/4/16/1080453_233.jpg

هو الحق

احمد عزیز؛

برای من که حدود سی سال در پی یافتن واقعیت فرجام زندگی سراسر مبارزه ات به همراه رفیق همکارم، حسین بهزاد به هر دری زدم و با هر مقام مسئول و غیر مسئولی به صحبت نشستم، مثل روز روشن شده بود که همچو تو شیری را کسی نمی‌توانست در قفس تنگ دنیا محبوس کند. این حقیقت تلخ را از لابه‌لای صحبت ها و روایت‌های آنهایی یافتم که چون تو فرمانده‌ای را در حد پرستش دوست می داشتند و عاشق مرام مردانه‌ات بودند.

همان‌هایی که حتی تصور این را هم نداشتند، در دنیای بدون احمد بتوانند نفس بکشند. اما وقتی پای حرفهایشان نشستم با دلی شکسته گفتند: ( برادر احمد کسی نبود که بتوانند او را به گروگان بگیرند. احمد و اسارت؛ هرگز!)

این حواریون وفادار به تو، هرچند میل شان نبود چنین واقعیتی را به زبان بیاورند، اما بغض فرو خورده اشان فریاد می‌زد؛ فرمانده دلاور آنها در همان لحظاتِ اولِ آن کمین ناجوانمردانه به شهادت رسیده است.

این را حتّی در بازتاب رجز خوانی‌های خودت با دشمن هم می شد فهمید. آنجایی که در بدو ورودِ قوای محمد رسول الله (ص) به سوریه، نیروها را در پادگان زبدانی دمشق جمع کردی و خطاب به آنها گفتی:

«عزیزان؛ ان شالله با به کار بردن تمام تاکتیک هایی که تا کنون آموخته ایم و به کار انداختن تمامی امکاناتی که در اختیار داریم، با ایمان به الله و اعتقاد به خدا، تن به آتش بس تحمیلی نخواهیم داد تا ثابت کنیم این حرکت ما در منطقه نه صرفاً به عنوان حضور سمبلیک و صوری است، بلکه حضور ما در منطقه، عمل نیز در پی دارد. با اسرائیل وارد جنگ خواهیم شد و عملیات مان را علیه آنها شروع خواهیم کرد تا به فرموده امام عزیزمان؛ اسرائیل را از صحنه روزگار محو کنیم.»

حالا پس از سی و هشت سال بی خبری از سرنوشت چون تو فرمانده ای، درست در روزی خبر رجعت قریب الوقوع پیکرت را می‌شنوم، که آمده ام در همان جایی که تو در آن شب آخر، تا صبح با عمه سادات نجوا کردی و از او شهادت طلب نمودی. اینک رو به حرم حضرت زینب سلام الله علیه می نشینم و از اعماق دل فریاد می‌زنم:

حاج احمد متوسلیان!

ای اولین شهید مدافع حرم، حالا دیگر تو «در هاله ای از غبار » نیستی. تو شهیدی و ناظر.

چهاردهم تیر ماه 1399-سوریه، دمشق


برچسب‌ها: گلعلی بابایی, حاج احمد متوسلیان, همپای صاعقه, اسرائیل
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 19:33  توسط بی نشان  | 

https://static.etemaadonline.ir//Image/5083e442-565f-4cea-8651-b81bb302910a.jpeg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از خبرگزاری دانشجو، عباس مقتدایی، عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجو، درباره دیپلمات‌های محبوس شده ایرانی در کشور‌های خارجی اظهار داشت: کمیسیون امنیت ملی در این هفته نسبت به تعیین کمیته‌های زیر مجموعه کمیسیون اقدام و این کمیته‌ها را تاسیس خواهد کرد.

وی ادامه داد: یکی از کمیته‌های مهمی که تاسیس می‌شود کمیته روابط خارجی است که در این کمیته موضوعات مرتبط با وزارت امور خارجه را به شکلی تخصصی‌تر مورد بررسی قرار خواهیم داد و حتی موضوعاتی که خود اعضای کمیسیون یا وزارت امور خارجه و یا یکی از نمایندگان مجلس مورد نظر داشته باشند قابلیت طرح در کمیته روابط خارجی را خواهند داشت.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: درباره اعضای دیپلمات‌های ایرانی که در کشور‌های خارجی زندانی هستند، چون کمیسیون هنوز در این مسئله ورود نکرده است نمی‌توان حرفی زد، اما امروز این دغدغه در بین نمایندگان مجلس هست تا این افراد هر چه سریع‌تر از زندان‌های کشور‌های خارجی آزاد شوند.

مقتدایی با اشاره به صحبت‌های نمایندگان درباره دیپلمات‌های محبوس شده در حضور وزیر امور خارجه، بیان داشت: می‌توان گفت این موضوع می‌تواند اولین پیگیری‌های کمیته روابط خارجی بعد از تشکیل شدنش باشد تا هر چه سریع‌تر تکلیف این افراد مشخص شود.

عضو کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس در پایان خاطرنشان کرد: همچنین از وزارت امور خارجه و شخص آقای وزیر خواهش داریم در این مسیر به کمیته روابط خارجی مجلس کمک کند تا سرنوشت این دیپلمات‌های محبوس شده هرچه سریع مشخص شود.


برچسب‌ها: عباس مقتدایی, مجلس شورای اسلامی, وزارت امور خارجه
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 10:53  توسط بی نشان  | 

https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/139109080001234.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم

هرسال اواسط تیرماه انگار غزل­‌های ناگفته­ عالم در خصوص چهار دیپلمات ربوده شده دوباره سروده می­‌شود و هرکسی از ظن خویش یار این سی و چند سال غربت می­‌گردد.

آنچه مسلم است گمانه‌زنی­‌هایی که در این مدت در خصوص این هجر و غربت چند ساله صورت گرفته، همه و همه گواهی می­‌دهد این غم جانکاه آنقدر سخت و عجیب است که روزگار را به واکنش واداشته است.

اما امروز زمانه بیش از هر چیز به سنگرسازی در حوزه حقیقت و حقیقت‌طلبی نیاز دارد. سنگرسازی که باید با همدلی، صبر و البته گام برداشتن در زمین بصیرت و ولایتمداری دنبال کنیم.

سرنوشت این چهار فرزند وطن بر این است که بود و نبودشان صبورانه زیر سایه حکمت خداوند دوام بیاورد.

امروز وظیفه ما صبر برای این حکمت است که روزی ما شده است و به یقین پرهیز از رأی و نظرهای بی‌پایه و مقصدی است که بصیرت ما، ولایت‌مداری ما و صبر ما را خدشه‌دار می­‌سازد.

این حقیقت هرچه باشد امروز باید مایه وحدتی شود که انقلاب را بیمه کرده است و این داغ و فراق هرچند بزرگ باشد در کنار داغ بزرگ و غیرقابل تحمل نبود حاج قاسم تاب خواهیم آورد.

این بزرگمردان غریب قطعاً اگر بودند همین صبر و بصیرت و شجاعت را طلب می­‌کردند تا خط انقلاب برقرار بماند و واسطه اتصال زمین و آسمانمان باشد.

همسر سید محسن موسوی»

 


برچسب‌ها: سید محسن موسوی, مریم مجتهد زاده, حاج احمد متوسلیان, چهار دیپلمات
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 22:48  توسط بی نشان  | 

http://iusnews.ir/images/upfiles/20200704/2826727.jpg

به گزارش سردار بی نشان به نقل از دفاع پرس، پاسدار محمد دانش‌فر مشاور فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مسوول کنگره ملی شهدای گمنام و جاویدالاثر کشور پیرامون خبر‌های منتشرشده در خصوص چهار دیپلمات ایرانی اظهار داشت: خبری که بیانگر بازگشت چهار دیپلمات ایرانی در ایام سی و هشتمین سالروز ربوده شدن این دیپلمات‌ها باشد، صحیح نیست و متاسفانه هر ساله در ایام ربوده شدن حاج احمد متوسلیان، تقی رستگار‌مقدم، کاظم اخوان و سید محسن موسوی اخباری مبنی بر زنده بودن یا شهادت این عزیزان به گوش می‌رسد که متاسفانه اعتباری ندارند.

دانش‌فر در ادامه افزود: کنگره ملی شهدای گمنام و جاویدالاثر طی سال‌های گذشته و با پیگیری‌های انجام‌شده از سوی این نهاد از طریق وزارت امورخارجه و دولت لبنان به ویژه همکاری دبیرکل حزب‌الله لبنان، «سید حسن نصرالله» صرفا به این نتیجه رسیده است که تروریست‌های اسرائیلی و همپیمانانشان در پی جنایات انسانی هستند.

وی افزود: این اقدام خصمانه صهیونیست‌ها نه تنها حقوق بشر را تحت الشعاع قرار می‌دهد، بلکه ربودن دیپلمات‌های ایرانی باید سبب شود تا جوامع بین‌المللی نسبت به این رفتارهای غیرانسانی موضع‌گیری کنند.

دانش‌فر همچنین گفت: سران اسرائیل و همپیمانان این رژیم بدانند که وعده نابودی آنان صادق است و به‌زودی سرزمین‌های اشغالی به صاحبان اصلی آن برخواهد گشت و پرچم ظهور را بر فراز مسجد الاقصی به اهتزاز درخواهیم آورد.


برچسب‌ها: محمد دانش‌فر, حاج احمد متوسلیان, چهار دیپلمات
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۹ساعت 22:44  توسط بی نشان  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر